الشيخ المنتظري
624
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
خطبه 44 و من كلام له ( عليه السلام ) لمّا هرب مصقلة بن هبيرة الشيبانى الى معاوية ، و كان قد ابتاع سبى بنى ناجية من عامل اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) واعتقه فلما طالبه بالمال خاس به و هرب الى الشّام ، فقال : « قَبَّحَ اللهُ مَصْقَلَةً ، فَعَلَ فِعْلَ السَّادَاتِ وَفَرَّ فِرَارَ الْعَبِيدِ ، فَمَا أنْطَقَ مَادِحَهُ حَتَّى اَسْكَتَهُ ، وَلاَ صَدَّقَ وَاصِفَهُ حَتَّى بَكَّتَهُ ، وَلَوْ اَقَامَ لَأَخَذْنَا مَيْسُورَهُ ، وَانْتَظَرْنَا بِمَالِهِ وُفُورَهُ » علّت ايراد خطبه چهل و چهارم اين خطبه مربوط به داستان مصقلة بن هبيرة شيبانى است ، مصقله عامل حضرت امير بود در اردشير خرّه كه اطراف همين فيروزآباد شيراز بوده است . اصل جريان مصقله و فرار او و ملحق شدنش به اصحاب معاويه در شرح نامه چهل و سوّم در قسمت نامه ها توضيح داده شده ، آقايان به آن قسمت مراجعه كنند ; آنچه براى استحضار خواننده لازم است اين است كه وقتى خرّيت بن راشد در جريان جنگ صفّين از عقيده به حضرت امير ( عليه السلام ) برگشت و جزو خوارج در آمد و با تعدادى از خوارج به حوالى فيروزآباد آمده و راهها را ناامن كرده بودند ، حضرت امير ( عليه السلام ) معقل بن قيس رياحى را با سپاهى فرستاد و در اطراف خليج فارس با آنها جنگيدند و عدّه زيادى از آنها را اسير كردند و هنگام عبورِ اسرا به اردشير خرّه برخورد كردند ، اين اسرا چون از خويشان مصقله بودند از وى درخواست كمك كردند ، او با همتاى خود معقل بن قيس رياحى كه از طرف حضرت امير ( عليه السلام )