الشيخ المنتظري

606

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

بر طبق نقل مرحوم سيّد رضىّ اين خطبه هم يكى از خطبه هاى حضرت على ( عليه السلام ) است كه طبق معمول - خصوصاً با توجّه به اين كه شروع آن بدون حمد و ثناى خداست - بايد قسمتى از يك خطبه اى باشد كه تقطيع شده است . هواپرستى و آرزوهاى دور و دراز « اَيُّهَا النَّاسُ اِنَّ اَخْوَفَ مَا اَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ : اِتِّبَاعُ الْهَوَى ، وَطُولُ الْأَمَلِ ، فَاَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ ، وَاَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ » ( اى مردم ، ترسناكترين چيزى كه از ابتلاى شما به آن مى ترسم دو چيز است : يكى پيروى هواى نفس و دوّم آرزومندى دور و دراز ، پيروى از هواى نفس شخص را از راه حقّ باز مى دارد ، و آرزومندى بى حساب آخرت را از ياد انسان مى برد . ) مفاد خطبه موعظه براى دورى از دنياست ، حضرت در اين خطبه انسان را از دو چيز بر حذر مى دارد و از آن تعبير به ترسناكترين چيز مىكند ، خطاب به همه مردم است و همه بايد توجّه كنند ; اى مردم « انّ اخوف ما اخاف عليكم » ترسناكترين چيزى كه براى شما مى ترسم « اثنان » دو چيز است . « اخوف » افعل التفضيل است ، در قواعد صرفى گفته اند افعل التفضيل را از فعل معلوم يا از اسم فاعل مى گيرند ، « خاف » متعدّى است و « خائف » يعنى ترسو ، پس اگر « اَخوف » را از « خائف » بگيريم معنايش ترسوترين افراد است ، ولى مى دانيم كه در اين عبارت مقصود ترسوتر بودن نيست ، بلكه ترسناكتر بودن مطرح است ; پس ناگزير در اينجا بر خلاف قاعده و قانون افعل التفضيل را از « مخوف » كه اسم مفعول است و در حقيقت از فعل مجهول درست شده مى گيريم ، و بالاخره « اخوف » در اين مورد از فعل مجهول ساخته شده است و به معناى مخوفترين و ترسناكترين چيز مى آيد .