الشيخ المنتظري

587

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

عين التّمر دعوت مى كردم سنگينى كرديد مانند سنگينى كردن شتر لاغرى كه پشتش زخم است ; شترى را كه پشتش زخم است و قدرت بار بردن ندارد ، وقتى بخواهند آن را براى بار بردن ببرند ، به زودى از زمين بلند نمى شود و خود را به زمين مى چسباند ، اينجا حضرت افرادى را كه براى جنگ احساس خستگى مى كنند و حاضر به جنگ نمى شوند تشبيه به شتر لاغرى فرموده كه بر اثر درد پشت حاضر به بار بردن نيست . « نِضْو » به شتر لاغر مى گويند . « ادبر » به معناى شترى است كه به درد پشت مبتلا شده است ; وقتى شتر لاغرى به اين درد مبتلا شود ، درد و نگرانى آن بيشتر از شتر چاق است ، و حضرت هم خواسته اند بى حالى بيشترى را براى آنها ثابت كنند . « ثُمَّ خَرَجَ اِلَىَّ مِنْكُمْ جُنَيْدٌ مُتَذَائِبٌ ضَعِيفٌ ( كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ اِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُون ) ( 1 ) » ( سپس سپاه اندكى از سوى شما به سوى من آمد نگران و ناتوان ، مانند اين كه آنها به سوى مرگ فرستاده مى شوند و آنها مرگ را مى بينند . ) « جنيد » تصغير « جُند » به معناى لشگر كوچك و اندك است . « متذائب » از مادّه « ذئب » است ، « ذئب » به معناى گرگ و « متذائب » به معناى مضطرب است ، گرگ را چون هنگام ربودن گوسفند مضطرب است « ذئب » گويند ، گرگ در عين حال كه شجاع است مضطرب هم هست . يعنى بعد از آن همه تحريك و تحريص هايى كه من در مورد جمع آورى يك لشگر بزرگ داشتم ، يك لشگر كوچكى از شما به طرف من آمد كه ضعيف و مضطرب بودند و مثل اين بود كه داريم آنها را به طرف مرگ مى بريم و آنها مرگ را نظاره مى كنند . اين كه حضرت آنها را به گرگ مضطرب تشبيه فرموده ، براى اين است كه همان تعداد اندك ( سيصد نفر ) هم از روى ناچارى حاضر به جنگ شدند و دلهره و اضطراب در آنها نمايان بود . حضرت با تضمين جمله اى از سوره انفال مقصود خود را كه وحشت شديد اين گروه است بيان فرموده اند .

--> 1 - سوره انفال ، آيه 6