الشيخ المنتظري
553
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
فردى كه هم شفيق و مهربان است و هم دانا و كارآزموده ، نتيجه اش اين است كه « تورث الحيرة » براى انسان حيرت مى آورد . على ( عليه السلام ) نصيحت كننده اى شفيق و مهربان ، و دانايى باتجربه و كارآزموده بود . آن حضرت نسبت به افراد و اشخاص شناخت كامل داشت و ابوموسى ها و اشعث بن قيس ها و معاويه و عمروعاص ها را به خوبى مى شناخت ، آن حضرت فرد كارآزموده و باتجربه اى بود كه مى دانست ابوموساى مغرور به وسيله عمروعاص حيله باز فريب مى خورد و حيثيّت مسلمانان را به باد مىدهد ; آنان نصيحت حضرت را در ادامه جنگى كه تا پيروزى نهايى چند قدمى بيشتر نمانده بود نشنيدند و به مكر و حيله عمروعاص تن در دادند و قبول حكميّت را به على ( عليه السلام ) كه ناصحى شفيق براى آنان بود تحميل كردند ، بعد هم وقتى كه حضرت در مقابل عمروعاص ابن عبّاس و مالك اشتر را معرّفى فرمود ، آنها به مخالفت پرداختند و هر كدام را به بهانه اى رد كردند ، در جبهه حكميّت حضرت را شكست دادند و سپس در حيرت ماندند ; حضرت هم در كلامشان به همين نكته اشاره فرموده اند : نافرمانى ناصح مشفق « تورث الحيرة و تعقب الندامة » نتيجه اش حيرت و پس از آن پشيمانى است . نهايت تلاش امام و مخالفت بدخواهان « وَقَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي ، وَنَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيي ، لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِير أَمْرٌ » ( و به تحقيق كه من رأى خود را در اين حكميت برايتان بيان كردم ، و خالص نمودم رأى واقعى خود را براى شما ، و اى كاش رأى « قصير » اطاعت مى شد . ) مقصود از « هذه الحكومة » همين حكميّتى است كه به حضرت تحميل شد ; مى فرمايند : من از همان اوّل رأى و نظر خودم را در باب اين حكميت بيان كردم « و نخلت لكم مخزون رأيى » ، « نخلت » از مادّه « نخل » به معناى تصفيه كردن و