الشيخ المنتظري

545

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

موظفند به آن بيعتى كه با امام كرده اند پايبند باشند . البتّه تكيه حضرت در اين مورد روى بيعت است و اين كلام بر معيار مماشات با مردمى است كه روش خلفاى گذشته را ملاك عمل خود قرار داده اند . عقيده ما در خلافت حضرت على ( عليه السلام ) اين است كه حضرت خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله و سلم ) حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را به عنوان خليفه بعد از خود تعيين فرموده اند ، ولى چون اين حقّ مسلّم در سقيفه غصب شد و ابوبكر را با بيعت پنج نفره و بعد هم با تهديد و ارعاب از ديگران بيعت گرفتن خليفه نمودند و پس از ابوبكر ، عمر و عثمان را هم با بيعت روى كار آوردند ، حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) هم بر همين معيار با مردم سخن گفته و فرموده اند : « فالوفاء بالبيعة » يعنى يكى از حقوقى كه حاكم به گردن ملّت دارد اين است كه به آن بيعتى كه با امام كرده اند پايبند باشند . « و النّصيحة فى المشهد و المغيب » و حقّ ديگر اين است كه خيرخواه امام خود باشند ، خواه در حضور و خواه در غياب او ; يعنى در هرحال از او دفاع كنند ، دوستى او را به دل داشته باشند و از كارى كه ديگران عليه امام مى كنند جلوگيرى كنند . « و الاجابة حين ادعوكم » وقتى شما را مى خوانم مرا اجابت كنيد ; « اجابة » به معناى جواب دادن و « ادعو » به معناى خواندن است ، اين جمله از جهت معنا نسبت به جمله بعد عام است و كليّت دارد ، ولى معناى جمله بعد خاص است . « و الطّاعة حين آمركم » و حقّ ديگر امام بر ملّت و رعيّت اين است كه وقتى امام دستورى به رعيّت بدهد اطاعت كنند . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته