الشيخ المنتظري
537
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« سعر نار الحرب » به معناى آتش گيرانه جنگ است ، و مقصود از آن نيرويى است كه در همان مرحله اوّل حمله مىكند و سرنوشت جنگ را تعيين مىكند ، مقصود حضرت اين است كه يك چنين نيرويى ندارم و شما براى چنين كارى خوب مردمى نيستيد . بيدارى دشمن و غفلت شما « تُكَادُونَ وَلاَتَكِيدُونَ ، وَتُنْقَصُ أَطْرَافُكُمْ فَلاَتَمْتَعِضُونَ ، لاَيُنَامُ عَنْكُمْ وَأَنْتُمْ فِي غَفْلَة سَاهُونَ » ( دشمنان به شما مكر و حيله مى كنند ولى شما مكر نمى كنيد ، بلاد و شهرهاى اطراف شما به جهت قتل و غارت نقصان مى پذيرند و شما غضب نمى كنيد ، دشمنان شما نمى خوابند ولى شما در خواب غفلت هستيد . ) بر شما مكر و حيله مىشود و دشمنان شما به شما مكر و حيله مى زنند ولى شما مكر و حيله نمى زنيد . درباره جنگ گفته اند : « الحرب خدعة » جنگ خدعه است ، بايد در مقابل مكر و حيله هاى دشمن مكر و حيله كرد و نقشه دشمن را نقش بر آب نمود ، معاويه با نيرنگ و حيله پيش مى رود ، ابوموسى را با مكر و حيله فريب دادند ، امّا شما هيچ به فكر مكر و حيله نيستيد ; « تنقص اطرافكم » به وسيله شبيخونهاى معاويه و لشگر او اطراف شما نقص و كمبود پيدا مىكند ، بلاد شما را يكى پس از ديگرى از شما مى گيرند « فلا تمتعضون » ولى شما به غيرتتان برنمى خورد كه غضب كنيد و برويد از آنها پس بگيريد ; راحت نشسته ايد و در فكر دشمن نيستيد . « لاينام عنكم » از شما خوابش نمى برد ; از آن ترس و وحشتى كه از شما دارد و شما را مزاحم منافع خود مىداند خواب نمى رود و هميشه بيدار است و شما را زير نظر دارد . « و انتم في غفلة ساهون » امّا شما در حالت غفلت و سهو و فراموشى اوقات را مى گذرانيد . نيروهايى كه يك دل و يك زبان نباشند در مقابل دشمن نيرومند نيستند