الشيخ المنتظري

52

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

زيرا همسر عبدالرحمن ام كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط بود ، و مادر ام كلثوم مادر عثمان هم بوده ; لذا روشن بود كه عبدالرحمن به نفع عثمان خواهد بود . روى اين حساب فقط زبير با حضرت على بود و به حضرت على هم علاقه داشت ، پسر عمه حضرت على هم بود . عمر اين پيش بينى را مى كرد كه گروه حضرت على دو نفر باشند و گروه عثمان چهار نفر ; اما از باب اين كه احتمال مى داد طلحه به گروه حضرت على ملحق شود ، گفت خليفه كسى است كه عبدالرحمن بن عوف با او باشد ، البتّه در صورتى كه هيچ كس اكثريت نياورد و دو طرف مساوى باشند ، و معلوم بود كه عبدالرحمن طرف عثمان است . شكايت حضرت على ( عليه السلام ) از شوراى عمر « فَيَالَلَّهِ وَلِلشُّورَى ، مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِىَّ مَعَ اْلاَوَّلِ مِنْهُمْ ، حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ النَّظَائِرِ ! » ( پس پناه بر خدا از اين شورا ! چه وقت در مورد من شك عارض شد با اوّلى از اينها تا اين كه الآن هم رديف شده ام با اين افرادى كه هم نظير هستند و هيچ كدام بر ديگرى برترى و امتيازى ندارد . ) حضرت مى فرمايد : من با اوّلى آنها مورد شك و ترديد نبودم ، براى اين كه پيغمبر در غدير خم و در جاهاى ديگر مرا به عنوان خليفه خود معرّفى كرده بود و سوابق من بر همه كس روشن و واضح است ، حال بايد قرين و هم رديف اينهايى باشم كه هيچ يك امتيازى بر ديگرى ندارد و نظير هم هستند . « لَكِنِّى أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا ، وَطِرْتُ إِذْ طَارُوا » ( لكن من پايين آمدم و نزديك زمين شدم وقتى آنها پايين آمدند ، و پرواز كردم وقتى آنها پرواز كردند . ) « اسفّ الطّائر » يعنى پرنده نزديك به زمين شد . حضرت مى خواهد بفرمايد : من