الشيخ المنتظري
512
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
زينتها آرايش كرده بود ، حضرت عيسى فرمود : تاكنون چند شوهر كرده اى ؟ گفت : نمى توانم شماره كنم ، حضرت عيسى فرمود : شوهرهاى تو مردند يا اين كه تو را طلاق دادند ، گفت : همه آنها را كشته ام ، حضرت عيسى فرمود : بدبخت شوهرهاى آينده تو كه از شوهرهاى گذشته تو عبرت نمى گيرند كه چگونه آنها را يكى پس از ديگرى هلاك كردى ، و از تو بر حذر نيستند . در اينجا شعرى هم نقل شده : « يا طالب الدّنيا يغرّك وجهها * و لتندمنَّ اذا رأيت قفاها » ( 1 ) اى طالب دنيا فريب مىدهد تو را روى او ، و قطعاً پشيمان خواهى شد وقتى كه پشت آن را ببينى . در آخر خطبه سيّد رضىّ ( رحمه الله ) مى فرمايد : كسى كه از علم و دانش بى بهره است اين خطبه را به معاويه نسبت داده ، در حالى كه بدون هيچ شكى اين خطبه از حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) است ; چه مناسبتى دارد طلا با خاك ، و آب شيرين و گوارا با شور ؟ جاحظ كه خرّيت فن بلاغت است اين نسبت را نقد كرده ; زيرا در كتاب خودش « البيان و التبيين » نام كسى كه اين خطبه را به معاويه نسبت داده ذكر كرده ، و بعد فرموده : اين سخن به گفتار على شبيه تر است ، و به روش او در تقسيم مردم و اخبار از حالات آنان لايق تر است ، و كجا ديده ايم معاويه را كه كلامش چون كلام زاهدان و عابدان باشد ؟ ! والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 58