الشيخ المنتظري
507
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
بر يكديگر ظاهر مى كرد همه از هم فرار مى كرديم . اين كه ما به هم اعتماد داريم روى همين جهت است كه باطن هايمان مخفى است . دسته چهارم : « وَمِنْهُمْ مَنْ اَبْعَدَهُ ( 1 ) عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُؤُولَةُ نَفْسِهِ ، وَانْقِطَاعُ سَبَبِهِ ، فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ ، فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ ، وَتَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ ، وَلَيْسَ مِنْ ذلِكَ فِي مُرَاح وَلاَ مَغْدىً » ( و از آنهاست كسى كه دور كرده او را از طلب حكومت و رياست ضعف نفس و عدم اعتماد به نفس ، و نداشتن سبب و وسيله ، پس وضعيتش او را محدود كرد تا به همين حالى كه هست بسنده كند ، و به اسم قناعت خودش را آرايش داده و زينت كرده ، و آراسته است خودش را به پوشش اهل زهد ، در حالى كه از اهل زهد نيست نه در شب و نه در روز . ) « مراح » به معناى شامگاه ، و « مغدى » به معناى صبحگاه است . خلاصه دسته چهارم كسانى هستند طالب دنيا ، اما چون توان رسيدن به حكومت و رياست دنيا را ندارند به دروغ زاهدپيشه مى شوند تا اعتماد و نظر مردم را از اين راه به خود جلب كنند . تا اينجا حضرت على ( عليه السلام ) اهل دنيا و دنياطلبان را به چهار دسته تقسيم كردند : دسته اوّل كسانى هستند كه دنيا را مى خواهند ولى چون عاجزند كنار مى روند ، دسته دوّم كسانى هستند كه با زور و قدرت و تعدّى و تجاوز مقامى را اشغال مى كنند ، دسته سوّم كسانى كه عبادات و اعمال اخروى را وسيله دنيا و مقام قرار مى دهند ، و دسته چهارم كسانى كه از راه زهدنمايى و درويشى مردم را به طرف خود جذب مى كنند . سپس حضرت خصوصيات خداجويان واقعى را ذكر مىكند و مى فرمايد :
--> 1 - در بعضى نسخه ها « اقعده » آمده است ; يعنى از طلب حكومت دست كشيده و سست شده اند . به منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 49 مراجعه شود .