الشيخ المنتظري

498

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نشانه هاى جامعه ناسالم « يُعَدُّ فِيهِ الُْمحْسِنُ مُسِيئاً » ( در اين زمانه شخص نيكوكار بدكردار شمرده مىشود . ) وقتى مردم به كارهاى خلاف روى آوردند ، اگر كسى پيدا شد كه بخواهد صحيح عمل كند ، امر به معروف و نهى از منكر كند ، او را تخطئه مى كنند . قبل از انقلاب بودند افرادى كه به ما مى گفتند : اين كارها چيست كه شما مى كنيد ؟ ! خودتان را به زندان و تبعيد مى اندازيد ، مگر ديوانه شده ايد ؟ ! سرتان را پايين بيندازيد و مشغول كار خودتان باشيد ، چه كار داريد به شاه و سياست . « وَيَزْدَادُ الظَّالِمُ عُتُوّاً » ( و ظالم در اين زمانه سركشى را زياد مىكند . ) آدمهاى ظالم و ستمگر روحاً مى خواهند سركشى كنند ، اگر حكومت حقّى باشد كه بتواند آنها را كنترل كند جلو ظلمشان گرفته مىشود ، اما اگر زمانه بد شد ظالمين از اين محيط بد سوء استفاده مى كنند و به ظلم و سركشى خود مى افزايند . فرض كنيد در آن زمان كه حضرت على ( عليه السلام ) در مقام شامخ حكومت بود ، اگر فرماندارى در گوشه اى به وظيفه اش عمل نكند ، ظالمين و ستمگران از اين موقعيت سوء استفاده مى كنند و به ظلم و سركشى ادامه مى دهند ، بلكه اضافه هم مى كنند . « لاَنَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا » ( از آنچه مى دانيم نفع نمى بريم . ) علم به دين و قيامت و دستورات دين داريم اما عمل نمى كنيم ، پس نفع نمى بريم . مى دانيم كه اعمال و رفتارمان مورد توجّه خداست ، حساب و كتاب هست ، هر حرفى كه بزنيم روى آن حساب هست و نوشته مىشود ، اما در مقام عمل به آن ترتيب اثر نمى دهيم ، پس از آنچه مى دانيم نفع نمى بريم . علم براى اين