الشيخ المنتظري
478
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كوفه كه رهسپار مكّه بودند و به حجّ مى رفتند حمله برد و اموال آنها را غارت كرد و تعدادى از آنها را كشت . حضرت على ( عليه السلام ) وقتى از حمله ضحّاك با خبر شد حجر بن عدى را با چهار هزار نفر براى مقابله با او فرستاد ، حجر با ضحّاك درگير شد و دو نفر از ياران حجر و نوزده نفر از ارتش ضحّاك كشته شدند ، بعد ضحّاك از تاريكى شب استفاده كرد و به طرف شام فرار كرد . در اين بحران حضرت على ( عليه السلام ) غيرت و شجاعت لشگريان خود را انتظار داشت ولى برعكس با سستى و عذرتراشى هاى آنان مواجه شدند و در اين رابطه اين خطبه را ايراد فرمودند : سرزنش كوفيان از زبان حضرت على ( عليه السلام ) « أَيُّهَا النَّاسُ الُْمجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ ، الُْمخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ » ( اى مردمى كه بدنهاتان جمع است ، و خواسته هايتان با هم اختلاف دارد ) با هم جمعيت بزرگى را تشكيل مى دهيد اما هر كدام ميلى و خواسته اى داريد ، يكى مى گويد امروز به جنگ برويم ديگرى مى گويد فردا ، يكى مى گويد در كوفه بمانيم ديگرى مى گويد بيرون برويم . « اهواء » جمع « هوى » است يعنى ميل نفس ، چه ميل و خواسته خوب باشد چه بد ; اما اصطلاحاً هواى نفس در مورد اميال شيطانى گفته مىشود . « كَلاَمُكُمْ يُوهِى الصُّمَّ الصِّلاَبَ ، وَفِعْلُكُمْ يُطْمِعُ فِيكُمُ الاَْعْدَاءَ ! تَقُولُونَ فِى الَْمجَالِسِ : كَيْتَ وَكَيْتَ ، فَإذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ : حِيدِي حَيَادِ ! » ( كلام شما سست مىكند سنگ هاى سخت را ، و كار شما دشمن را به طمع مى اندازد ! شما در مجالس كه مى نشينيد مى گوييد چه ها و چه ها خواهيم كرد ، امّا وقتى موقع جنگ شد مى گوييد دور شو از من اى جنگ - يا الفرار الفرار ! ) « يوهى » يعنى سست مىكند . « صمّ » جمع « أصمّ » است يعنى كر ; با اين كه كرى