الشيخ المنتظري

455

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

جمع « نغبة » است ، يعنى جرعه . « تهمام » مصدر است به معناى غصّه و همّ ، مى گوييم همّ و غمّ ، مصدرى كه بر وزن « تفعال » باشد « ت » آن مفتوح است مگر در دو مورد يكى « تبيان » و ديگرى « تلقاء » كه « ت » مكسور است . « خذلان » يعنى اين كه انسان را رها كنند و او در كارش موفق نشود و شكست بخورد . يك فرمانده وقتى كه طرح و نقشه جنگ را مى ريزد اگر ارتش از او اطاعت نكند ، فرمان و رأيش از بين رفته و مردم خيال مى كنند كه اين فرمانده بى عرضه است ; لذا حضرت مى فرمايد : شما اين قدر مرا در رأى خود با نافرمانى و فروگذاريتان شكست داديد تا اين كه قريش در حق من گفتند : پسر ابيطالب مرد شجاعى است و لكن علم به نقشه هاى جنگى ندارد ، و گناه شكست من در رأى و پيروزيهاى معاويه در اطاعت نكردن و فروگذارى شماست ; بعد حضرت از خود دفاع مىكند و مى فرمايد : پاسخ حضرت على ( عليه السلام ) « لِلَّهِ أَبُوهُمْ ! ! وَهَلْ أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مِرَاساً ، وَأَقْدَمُ فِيهَا مَقَاماً مِنِّى ؟ ! لَقَدْ نَهَضْتُ فِيهَا وَمَا بَلَغْتُ الْعِشْرِينَ ، وَهَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَّفْتُ عَلَى السِّتِّينَ ، وَلكِنْ لاَ رَأْىَ لِمَنْ لاَيُطَاعُ » ( خدا به پدر قريش خير بدهد ! آيا فردى از اينها هست كه بيشتر از من با جنگ ممارست داشته باشد و مقامش در جنگ پيش از من باشد ؟ ! من قيام كردم در جنگ و فعاليت جنگى داشتم در صورتى كه هنوز بيست ساله نشده بودم ، آگاه باشيد حالا من اين هستم كه مى بينيد از شصت سال گذشته ام ، و لكن براى كسى كه امرش اطاعت نمى شود رأيى نيست . ) « مراس » مصدر باب مفاعله است به معناى ممارست . از نظر تاريخى اوّلين جنگى كه در اسلام شد جنگ بدر بود كه بعد از هجرت پيغمبراكرم اتفاق افتاد ، در آن زمان حضرت على بيش از بيست و سه سال داشت ; زيرا ده ساله بود كه پيغمبراكرم مبعوث به رسالت شد ، سيزده سال هم پيغمبراكرم در مكه بود ، بنابراين