الشيخ المنتظري

402

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« خَبْط » يعنى سير كردن بدون راهنما ; معمولا در صرف مى گويند : باب مفاعله براى فعل طرفينى است ، مثلا « قاتل زيد عمراً » يعنى زيد و عمرو درصدد كشتن يكديگر برآمدند ، ولى بعضى از بزرگان از جمله مرحوم آية الله شيخ محمّدحسين اصفهانى معروف به كمپانى در حاشيه كفايه مى فرمايند : باب مفاعله براى فعل طرفينى نيست ، و ظاهراً حق هم با ايشان است ; فعلى مانند « ضرب » كه با تجهيز و آمادگى صورت مى گيرد معمولا طرف هم عكس العمل نشان مىدهد و طرفينى مىشود ، اما لازم نيست همه جا طرفينى باشد . « خَبَطَ الغىّ » يعنى در وادى گمراهى سرگردان است ، اما اگر كسى وسائل سرگردانى خود را فراهم كند و با عنايت مخصوصى در راه گمراهى برود ، با لجاجت در وادى گمراهى برود ، مى گويند « خَابَطَ الغَىّ » ; و باب مفاعله براى اين معناست كه عنايت فاعل را نسبت به فعل بفهماند . « إدهان » به معناى روغن مالى است لكن در اينجا به معناى سازش است . « إيهان » ممكن است از « وهن » به معناى تاريكى نيمه شب باشد ، يعنى انسان خودش را در تاريكى بيفكند و سازش كند ، ممكن هم هست به معناى ضعف نشان دادن باشد . لذا معناى كلام حضرت اين مىشود : نيست بر من نه تهمت سازش و نه ضعف نشان دادن . گناه ترور شخصيّت و ترور شخص از كلام حضرت معلوم مىشود كه عدّه اى حضرت امير را متهم مى كردند كه در جنگ با دشمن كوتاهى مىكند و به فكر سازش با دشمن است ، و حضرت اين خطبه را در مقام دفاع از خود مى فرمايد . از نظر اسلام تهمت گناه خيلى بزرگى است ، آن هم به حضرت على ( عليه السلام ) كه در رأس جامعه قرار گرفته است . يكى از چيزهايى كه خيلى مهم است و برادران به آن توجّه دارند ، اين كه بسا كسانى به شخصيتهاى اجتماعى و دينى وصله مى چسبانند و در جامعه آنها را سبك مى كنند ; ترور شخصيّت مثل ترور شخص است بلكه گناهش بيشتر است ;