الشيخ المنتظري
383
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
در روايت دارد كه يكى از كارهاى مردم اين است كه : « يستحلّون الرّبا بالبيع » ( 1 ) طلب مى كنند حليت ربا را به وسيله بيع ; از راه فروش مى خواهد ربا را حلال كند و بخورد . در حديث ديگر دارد كه در آخرالزمان آنقدر ربا رايج مىشود كه كسى هم كه نمى خورد گردش به او مى رسد « فمن لم يأكله اصابه من غباره » ( 2 ) . من به دوستان مى گفتم : گردش همان وجوهاتى است كه به من و شما داده مىشود ، ما نه تاجريم و نه در بانك كار داريم ، اما بالاخره از همين تجارتهاى آلوده ممكن است وجوهاتى به من و شما بدهند ; و يا كشاورزى كه روى زمين زحمت مى كشد و كار مىكند اهل ربا نيست ، اما ممكن است پولى كه توسط خريدار اجناس او به او مى رسد پول ربا باشد . 3 - « وَاعْمَلُوا فِي غَيْرِ رِيَاء وَلاَ سُمْعَة » ( عمل كنيد نه براى نشان دادن و نه شنواندن به ديگران . ) « رياء » و « سُمعة » هر دو مربوط به اعمال است ، « رياء » از مادّه « رؤيت » است و معناى آن اين است كه انسان عمل را به اين قصد انجام دهد كه مردم ببينند و از او تمجيد كنند ; « سمعة » از مادّه « سمع » به معناى شنيدن است ، يعنى اين كه انسان عمل را به اين قصد انجام دهد كه به گوش مردم برسد و از او تمجيد كنند . كار كنيد و قصدتان خدا باشد ، اگر در جبهه مى جنگيد براى خدا باشد ، هدفتان اين نباشد كه شما را قهرمان بخوانند ، با شما مصاحبه كنند و از راديو و تلويزيون پخش كنند . عملى كه براى خدا باشد هيچ كس هم كه نداند خدا مىداند و پيش خدا گم نمى شود ، اگر شما يك مسجد ساختيد و به اسم ديگرى شايع شد نبايد ناراحت شويد و بگوييد ما مسجد را با زحمت ساختيم به اسم ديگرى تمام شد ، اگر ناراحت شويد معلوم مىشود كه مسجد را براى اسم ساخته اى نه براى خدا .
--> 1 - نهج البلاغه ، خطبه 156 2 - مجمع البيان ، ج 2 ( جلد 1 ) ، ص 391 ، ذيل آيه 276 از سوره بقره