الشيخ المنتظري

366

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اسراف نكنيد خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد ; و در مورد تبذير مى فرمايد : ( إنّ المبذّرين كانوا إخوان الشّياطين ) ( 1 ) به درستى كه تبذيركنندگان برادران شياطين هستند . بنابراين اسلام در اقتصاد روشش روش كاپيتاليزم نيست كه آزادى مطلق هم در توليد و تحصيل ثروت و هم در مصرف قائل باشد . اسلام با روش سوسياليزم هم - كه مى گويد افراد چيزى را مالك نباشند ، مالك فقط دولت است ، توليد و توزيع هم به دست دولت باشد - مخالف است ، اسلام براى اشخاص مالكيت قائل است ، مى گويد اگر كسى با زحمت و تلاش و با به كارگيرى هوش و استعداد خود ثروتى تحصيل كرد ، به شرط آن كه از راه حرام نباشد و از اموال عمومى نباشد ، مالك است ; اگر كسى در زمين كشت كرد و ثروتى به دست آورد مالك است ، اگر كسى با تجارت و بازرگانى درآمدى كسب كرد مالك است ; چون با به كار انداختن توان و هوش و استعداد خودش اين ثروت را به دست آورده است . اگر كسى توان مديريت داشته باشد ، مدير يك مؤسسه يا كارخانه باشد ، اگر حقوق كاركنان را بپردازد و حق كسى را تضييع نكند ، آنچه را از ناحيه مديريت كسب مىكند مالك است ، زيرا حسن تدبير و مديريت اوست كه توانسته موادّ اوليّه كارخانه را به موقع فراهم كند تا كارگرى بيكار نشود ، مديريت اوست كه توانسته محصولات كارخانه را به موقع به بازار برساند تا به مصرف برسد و فروخته شود . بنابراين اسلام براى اشخاص مالكيت خصوصى قائل شده است ، اما در عين حال حقوقى را هم قرار داده است ; خانواده انسان واجب النفقه هستند ، در مال انسان زكات و خمس قرار داده است ، اگر زمانى خمس و زكات كافى نبود و حكومت و امام نيازى داشت و از اشخاص كمك خواست بايد كمك كنند . اگر كسى مالك محصول و بازده كارش نباشد و محصول و بازده كارش را از خودش نداند ، همان گونه كه سوسياليزم مى گويد ، شوق به كار پيدا نمى كند ;

--> 1 - سوره اسراء ، آيه 27