الشيخ المنتظري
357
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
را انكار كنند و در مقابل اسلام جبهه گيرى نمايند ، نه درباره كسانى كه براى آنان شبهه اى پديد آمده باشد . « وَكَفَى بِهِ شَافِياً مِنَ الْبَاطِلِ ، وَنَاصِراً لِلْحَقِّ » ( و شمشير كافى است براى اين كه جامعه را از باطل شفا دهد ، و حق را يارى كند . ) وقتى موعظه كردن نتيجه نداشت آنچه باعث نجات است تيزى شمشير است . دليل سخت گيرى نظام اسلامى در مقابل منافقين بعضى اعتراض مى كنند كه چرا شما منافقين را اعدام مى كنيد ؟ ! بايد گفت او با سرسختى مى گويد من بايد جمهورى اسلامى را ساقط كنم ، آمريكا هم مى آيد بيايد ، من بايد اين رژيم را ساقط كنم ، با چنين شخصى آيا با منطق ديگرى غير از شمشير مى توان برخورد كرد . حضرت على حدود چهار هزار نفر از خوارج نهروان را از دم شمشير گذراند ، ( 1 ) در حالى كه آنها نماز شب خوان هم بودند ، همين على كه مظهر عطوفت است ، همين على كه وقتى خلخالى را به ناحق از پاى يك دختر اهل ذمّه در مى آورند مى فرمايد : اگر مسلمانى از غصّه بميرد بجاست ، با اين حال همين على چهار هزار نفر نماز شب خوان را از دم تيغ مى گذراند ; براى اين كه جز فتنه هيچ كارى از آنها برنمى آمد . خداوند مى فرمايد : ( و قاتلوهم حتّى لاتكون فتنة ) ( 2 ) با آنها بجنگيد و آنها را بكشيد تا اين كه فتنه نباشد ; و قبل از آن مى فرمايد : ( و الفتنة أشدّ من القتل ) ( 3 ) فتنه از كشتار بدتر است . آدمى كه فتنه مىكند و قابل اصلاح نيست بايد ريشه اش كنده شود ، تصور نكنيد على از كشتن خوارج خوشحال بود ، على دلى مهربان داشت كه درآوردن يك خلخال را به ناحق از پاى دختر اهل ذمّه تحمّل نمى كند ، اما همان دل رقيق وقتى
--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 277 2 - سوره بقره ، آيه 193 3 - سوره بقره ، آيه 191