الشيخ المنتظري
345
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
جمع كند و بگذارد و برود ، ديگران بهره اش را ببرند و او در قيامت حسابش را پس بدهد . خيانت منافقين در فاصله انداختن بين مردم و مسئولين كار عاقلانه آن بود كه سلمان فارسى انجام داد ، وقتى وارد مدائن شد و او را به دارالامارة راهنمايى كردند فرمود : من به دارالامارة نمى روم ، در دكّه اى نشست و به كار مردم رسيدگى كرد . البتّه آن وقت سلمان فارسى گرفتار منافقين نبود كه بخواهند او را ترور كنند ، و اين مصيبتى است كه در اين زمان بزرگان ما پيدا كرده اند ; اگر اين پيشامدها نشده بود ، راه كار همان است كه سلمان انجام داد . كسى كه نخست وزير يا وزير يا استاندار است ، بايد بيايد در جامعه و از گرفتاريهاى مردم اطلاع پيدا كند نه اين كه مردم نتوانند حرفشان را به او بزنند ، اما چه كنيم ، اين خيانتى است كه منافقين به ملّت كردند و بين مردم و مسئولين فاصله انداختند . البتّه از كشته شدن هراسى نيست ، بينى و بين الله مسئوليت انسان كمتر مىشود ، اما سبب مىشود استوانه هاى انقلاب از بين بروند و در نتيجه انسجام جامعه از بين برود و در آن وقت ابرقدرتها نفوذ كنند و حكومت به دست شياطين بيفتد . هم زمانى قيامت و روز حساب همه خلايق « فَإِنَّمَا تَنْتَظِرُ بِأَوَّلِكُمْ آخِرَكُمْ » ( آن ساعت نگاه مى دارد اوّلى را و منتظر آخرى شماست . ) روز قيامت و روز حساب روزى است كه سلسله بنى آدم تا آخر همه جمع شوند ، آنها كه قبلا رفته اند منتظر و معطّل مى مانند تا آخرى برسد ، به حساب و كتاب آنان كه اوّل رفتند رسيدگى نمى شود تا آخرى هم برود ، خلاصه تا قيامت نشود همه در ترس و وحشت هستند كه آخر كار چه خواهد شد .