الشيخ المنتظري

341

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اجناس آن را وارسى كنند كه جنس قاچاقى بين آنها نباشد و خلافى مرتكب نشده باشد ، و در صورتى كه خلافى مرتكب شده باشد نوبت جواب دادن خواهد بود ; اما كشتى خالى وقتى به گمرك رسيد بدون معطّلى مأمور گمرك با يك نگاه مى بيند خالى است مى گويد بفرما ; بنابراين اگر خدا به تو مال زياد نداده ناراحت نشو ، اگر به اندازه كفاف به تو بدهد شاكر باش ، و مواظب باش دينت را نفروشى . مقام دنيا يك مسئوليت سنگين در اينجا مناسب است حديثى هم راجع به كسانى كه مقام دارند ذكر كنم . واقعاً وقتى انسان اين احاديث را مى بيند دلش مى خواهد هيچ شهرتى نداشت ، هيچ كس اصلا او را نمى شناخت ، و مسئوليتى به دوش آدم نمى آمد و انسان راحت بود . البتّه يك وقت هم هست كه انسان مسئوليت پيدا مىكند و نمى تواند از زير بار مسئوليت فرار كند . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( 1 ) خطبه اى را از حضرت على نقل مىكند كه اين خطبه مرا خيلى تكان داد ، حضرت در ضمن اين خطبه مى فرمايد : « و قد علم الله سبحانه أني كنت كارهاً للحكومة ، بين أمة محمد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ، و لقد سمعته يقول : ما من وال يلي شيئاً من امر أمتى الاّ أتى به يوم القيامة مغلولة يداه الى عنقه على رئوس الخلائق ، ثم ينشر كتابه ، فان كان عادلاً نجا ، و ان كان جائراً هوى » خدا مىداند كه من كراهت داشتم از پذيرش حكومت ، و به تحقيق از پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) شنيدم كه مى فرمود : هر والى كه كارى از كارهاى امّت من به عهده اش باشد روز قيامت آورده مىشود در حالى كه دستهايش به گردنش بسته است ، پس نامه عملش باز مىشود ، اگر عادل بوده نجات مى يابد ، و اگر ظالم بوده در جهنم سقوط مىكند .

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 309 و 310