الشيخ المنتظري

336

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

قبلى ندارد و ادامه آن خطبه نيست ; اما مرحوم حاج ميرزا حبيب الله خوئى در شرح نهج البلاغه ( 1 ) از بحارالانوار نقل مىكند ، كه بحار از كتاب مطالب السؤول محمّد بن طلحة كلامى از حضرت على نقل مىكند ، كه اين جمله وارد در خطبه بيست و يكم را در ادامه عبارت همان خطبه بيستم ذكر كرده است . ( 2 ) به هرحال چه اين كلام حضرت ادامه خطبه قبلى باشد چه نباشد ، معلوم مىشود قبل از اين مطالبى بوده است و خطبه بيست و يكم جزء خطبه اى بوده كه در ادامه آن حضرت اين مطالب را فرموده ، و نمى شود اين جملات تمام يك خطبه باشد . منتهاى سير انسان « فَإِنَّ الْغَايَةَ أَمَامَكُمْ » ( به درستى كه هدف و نهايت وجود شما جلوى شماست . ) « غايت » منتهاى سير را مى گويند ، در اين دنيا ما در حال سير هستيم خودمان توجّه نداريم ، اوّل نطفه بوده ايم ، بعد علقه شده ايم ، بعد مضغه شده ايم ، بعد انسان كامل به دنيا آمده ايم و در حال حركت طبيعى هستيم تا روزى كه ميوه بدن ما كه همان جان است برسد و از اين بدن جدا شود ، همان گونه كه ميوه درخت سيب اوّل شكوفه است كم كم سيب مىشود و همين طور بزرگ مىشود ، وقتى كه رسيد از درخت جدا مىشود ، خواه سيب شيرين و خوبى باشد و خواه سيب آفت زده متعفّن . به هرحال ما در حال سير هستيم و هدفى در جلوى ما هست كه به طرف آن سير مى كنيم ; وقتى از درخت بدن جدا شديم وارد عالم برزخ مى شويم ، اوّلين دروازه آخرت مرگ است و به واسطه مرگ وارد عالم برزخ مى شويم ، مرگ فنا نيست ، بلكه رسيدن ميوه بدن يعنى جان است ، مرگ جدا شدن ميوه بدن از بدن

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 301 2 - بحارالانوار ، ج 75 ، ص 3 ، حديث 51