الشيخ المنتظري
329
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و آنها هم با ما تماس مى گيرند ; اين گونه نيست كه براى هر يك از افراد بشر ملكى از آسمان بيايد . فقط وحى خدا بر بشرى نازل مىشود كه به آن مقامى رسيده باشد كه بتواند وحى خدا را دريافت كند . پيغمبراكرم هم يك بشر بود . در قرآن مى فرمايد : ( قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ ) ( 1 ) اى پيامبر بگو من هم بشرى هستم مثل شما كه بر من وحى مىشود . بنابراين احكام خدا توسّط بشر به ما ابلاغ مىشود ، جبرئيل براى پيغمبر مى گويد ، و پيغمبر و اوصيا براى مردم ، و در زمان ما هم علما و مجتهدين عادل آگاه كه احكام خدا را استنباط كرده باشند براى ما مى گويند . صدر خطبه بيستم به نقل كلينى در كافى تا اينجا خطبه بيستم كه در نهج البلاغه آمده تمام شد ، اما به نظر مى آيد كه اين خطبه آغازى هم داشته كه سيّد رضىّ ( رحمه الله ) در اينجا ذكر نكرده است . رسم سيّد رضىّ در نهج البلاغه اين بوده كه قسمت هايى از يك خطبه را كه به نظرش از نظر فصاحت و بلاغت جالب بوده ذكر مى كرده ، در اين خطبه از كلمه « فَإنّكُم » استفاده مىشود كه خطبه صدرى هم داشته كه مرحوم سيّد رضىّ ذكر نكرده اند ، اما مرحوم كلينى كه قبل از سيّد رضىّ بوده حديثى را در اصول كافى ( 2 ) نقل كرده كه ذيل آن با اين خطبه بيستم هماهنگى دارد ، البتّه يك اختلاف جزئى عبارتى دارد ، و چون صدرش جالب است من براى خواهران و برادران مى خوانم . « قالَ أميرُالْمؤمِنينَ ( عليه السلام ) : لا تَختانوُا وُلاتَكُم ، وَلاتَغُشُّوا هُداتَكُم ، و لاتَجَهَّلُوا أئِمَّتَكُم » ( به حكّام و واليان خود خيانت نكنيد ، با راهنمايان خود غش نداشته باشيد ، به امامان و پيشوايان خود نسبت جهل ندهيد . ) « ولاة » جمع « والى » است ، « هداة » جمع « هادى » ، و « أئمّة » جمع « امام » است .
--> 1 - سوره كهف ، آيه 110 2 - اصول كافى ، ج 1 ، ص 405 ، باب ما يجب من حقّ الامام على الرّعية و حقّ الرّعية على الامام ، حديث 3