الشيخ المنتظري

314

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

ترك كرديد ، من گفتم جنگ كنيد كه پيروزى نزديك است شما قبول نكرديد و در نتيجه ما را گرفتار حكميّت كرديد ، و مرا به پذيرفتن آن مجبور كرديد ، و چون سخن امامتان را نپذيرفتيد نتيجه اش اين شد . اشعث كه پاى منبر حضرت على نشسته بود احتمال اوّل را گرفت و خطاب به حضرت على ( عليه السلام ) گفت : « هذه عليك لا لك » ( 1 ) اين كلامى كه گفتى به ضرر تو بود نه به نفع تو . « و من كلام له ( عليه السلام ) قاله للاشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب » ( از جمله فرمايشات حضرت على ( عليه السلام ) است به اشعث بن قيس در حالى كه حضرت على ( عليه السلام ) روى منبر كوفه خطبه مى خواند . ) « فمضى في بعض كلامه شىء اعترضه الاشعث فقال : يا أميرالمؤمنين ، هذه عليك لا لك » ( پس گذشت در كلام حضرت جمله اى - همان جمله اى كه حضرت در جواب اعتراض يكى از خوارج فرمود - كه اشعث به حضرت اعتراض كرد و گفت : يا اميرالمؤمنين اين جواب شما به ضرر شماست نه به نفع شما . ) « اعترض » از مادّه « عرض » است يعنى در وسط سخن او سخن گفت و حرف او را قطع كرد . اين برخورد به اصطلاح امروزيها حاكى از يك نوع دموكراسى و آزادى است ، كه يك چنين شخصى با اين همه شيطنت مىتواند آزادانه حرفش را به حضرت على ( عليه السلام ) خليفه مسلمين بزند . « فخفض ( عليه السلام ) إليه بصره ، ثمّ قال : » ( پس حضرت چشمش را به طرف اشعث پايين آورد ، و به او فرمود : ) « مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَىَّ مِمَّالي ؟ » ( تو چه مى دانى كه چه چيز به ضرر من و چه چيز به نفع من است ؟ ) « عَلَىَّ » به معناى ضرر ، و « لى » به معناى نفع است ; « هذه عَلَىَّ » يعنى اين به ضرر من است ، و « هذه لى » يعنى اين به نفع من است .

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 283