الشيخ المنتظري

31

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

هستم ، و آنها بايد دور من بگردند ; و حال كه حكومت از مسير خود منحرف شده ، اهدافى كه مانند اداره شئون مسلمين و پياده كردن اسلام ، از خلافت مورد نظر است به خوبى انجام نمى شود ، و اين اسمش اضطراب است . آگاهى ابوبكر از افضليّت حضرت على ( عليه السلام ) « يَنْحَدِرُ عَنِّى السَّيْلُ » ( ابوبكر مىداند سيل علوم و دانش از ناحيه من سرازير مىشود . ) حضرت خودش را تشبيه به كوهى پر از برف و باران كرده كه سيلاب از آن سرازير مىشود ، و مزارع و درختهاى زيادى از آن سيراب مى شوند . در واقع مى خواهند بفرمايند : كوه علم و دانش من هستم و سيل علوم از من سرازير مىشود ، و حتى ابوبكر و عمر و امثال آنها هم در علوم بايد از من استفاده كنند . تشبيه كردن علم و دانش به آب تشبيه لطيفى است . همانطور كه آب مايه حيات است حيات انسانها هم به واسطه علم و دانش است ، و آنچه در خلافت ركن است همان علم و دانش است . تعبير « سيل » اين مطلب را مى رساند كه علوم زيادى در رشته هاى مختلف از حضرت جريان پيدا مىكند . « وَلاَيَرْقَى إِلَىَّ الطَّيْرُ » ( و كوه علم من آنقدر بلند است كه هيچ پرنده اى نمى تواند به قله آن برسد . ) حضرت با اين تشبيه زيادىِ علم خود را بيان كرده اند ، و مبالغه اين تشبيه زيادتر از تشبيه پيش است . در حقيقت مى خواهند بفرمايند : مقام علمى و مقام تقوايى من آنقدر شامخ است كه هيچ كس نمى تواند آن مقام را درك كند . مهم اين است كه ابوبكر با علم به مقام علمى حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) متصدّى خلافت مىشود ، و حضرت امير ( عليه السلام ) هم در مقام افشاگرى است كه اگر تا حال سكوت كردم اما واقعيت مطلب اين است ، و موقعيت من اين گونه بوده و ابوبكر هم مى دانسته است .