الشيخ المنتظري

250

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

هم به دنبال خودش در فتنه مى اندازد . در اين كلام حضرت دو احتمال داده اند : احتمال اوّل اين كه « عَقْد » باشد به معناى قرار داد ، و « هُدنة » مقابل با « فتنه » است ، فتنه معنايش به فساد و اختلاف انداختن مردم است ، « عَقْد هُدنة » يعنى دعوت كردن مردم به صلح و صفا . احتمال دوّم اين كه آنچه در كلام حضرت آمده « عِقد » است نه « عَقد » ، و « عِقد » به معناى گردنبند است ، گردنبند چيزى است كه ملازم انسان است و در اينجا كنايه از مهلتى است كه خداوند به او داده است . روى اين احتمال مراد به « عِقد هدنة » اين باشد : حالا كه خداوند به اين آدم مهلت داده است و مهلت ملازم با او مى باشد ، او از مهلت خدا سوء استفاده مىكند . « هدنة » يعنى همان آرامش و مهلتى كه خداوند به او داده و او نمى داند كه اين مهلت خدا دنبالش عقاب است . خدا به او مهلت داده و بر يك ملّتى مسلّط شده ، اما توجّه ندارد كه سوء استفاده از اين مهلت عاقبت بدى به دنبال دارد . « قَدْ سَمّاهُ أَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِماً وَلَيْسَ بِهِ » ( كسانى كه شبيه به مردم هستند او را عالم ناميده اند ، در صورتى كه عالم نيست . ) اين كه حضرت مى فرمايد : « شبيه مردم هستند » براى اين است كه اگر آدم عاقل باشد دنبال همه كس نمى رود ، اين گونه افراد آدمهاى جاهلى هستند كه صورتشان صورت انسان است اما واقعاً انسان نيستند . قرآن در مورد اين افراد مى فرمايد : ( أولئك كالانعام بل هم أضلّ ) ( 1 ) مردم نادانى كه فكرنكرده دنبال هر كسى مى افتند مثل چهارپايان هستند بلكه گمراهتر . موقعيت عترت در روايت ثقلين طبق روايتى كه هم علماى شيعه و هم علماى سنّى نقل كرده اند

--> 1 - سوره اعراف ، آيه 179