الشيخ المنتظري

224

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

در روايات آمده كه سه چيز باعث مىشود در وقت مردن ايمان از انسان گرفته شود و بى ايمان از دنيا برود : حسد ، مداومت در شرب خمر ، و عاق والدين شدن . اگر توانستى درخت ايمانت را از دروازه مرگ عبور دهى نجات پيدا مى كنى . جامعه اگر جامعه باتقوى باشد پيروز است ، انسان اگر باتقوى باشد پيروز است . « فَاسْتَتِرُوا بِبُيُوتِكُمْ ، وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ » ( پس در خانه هاى خود پنهان شويد ، و خودتان را اصلاح كنيد . ) حضرت اين مطالب را به آنهايى مى گويد كه در مقابل حكومت حق فتنه مى كنند و جنگ راه مى اندازند ، منظور حضرت عموم مردم نيست . اينجا بعضى شارحان كلمه « ذات » را زائد مى دانند ، ولى ظاهراً كلمه زيادى نيست زيرا يك وقت اصلاح ظاهرى است مثلاً دو نفر با هم اختلاف دارند ولى به وسيله اى سرپوش روى آن مى گذارند ; حضرت مى فرمايد كه ذات و ته دل خودتان را اصلاح كنيد ، كارى كنيد كه ذاتاً با هم كينه نداشته باشيد و دشمن حق نباشيد ، از ريشه و اساس خودتان را اصلاح كنيد ، ريشه درگيريها دلهاست ; اگر دلها كينه ها را دور بريزند و در برابر حق تسليم باشند ، اعمال انسان هم خواهى نخواهى دنبال دل مى باشند . با ملاحظه نقل مرحوم كلينى مى فهميم كه حضرت مى فرمايد : حكومت حق نمى تواند ساكت باشد ; اگر ديد كسانى فتنه مى كنند ، مقابل حق ايستادگى مى كنند ، شيطنت مى كنند ، آنها را آزاد نمى گذارد ; و اگر گروهى با حق و با اسلام و انقلاب لج بازى كنند ، بايد در مقابل آنها ايستادگى كرد و اگر موعظه نتيجه نداشت شمشير و تازيانه آنها را اصلاح مىكند كه « آخر الدّواء الكىّ » ( 1 ) آخرين دوا داغ كردن است . « وَالتَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِكُمْ » ( و توبه و بازگشت به خدا پشت سر شماست . ) به نظر حضرت على ( عليه السلام ) در جامعه آن روز انحرافاتى وجود داشته ، لذا مى فرمايد :

--> 1 - نهج البلاغه عبده ، خطبه 168