الشيخ المنتظري

214

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اينها كسانى هستند كه در راه حقيقت هستند اما گاهى از قافله عقب مى افتند ولى بالاخره در راه نجات هستند و اميدوار به ترحّم خدا مى باشند . « اميد » به اين معناست كه انسان براى رسيدن به امرى در مقدّمات آن مقدارى كوشش و فعاليت كند و بعد اميدوار به گرفتن نتيجه باشد . مثل كسى كه زمينى را شخم مى زند ، گندم مى پاشد ، آب مىدهد ، بعد ممكن است آفت بگيرد و ثمر ندهد و ممكن هم هست به ثمر برسد ، در اينجا مى گويند : خدايا ما كوشش خودمان را كرديم و اميدواريم كه تفضّل تو كارى كند كه گندم ما به نتيجه برسد ، اين را رجا و اميد مى گويند . اما اگر كسى زمين را شخم نزند و گندم نپاشد و مقدّمات كار را فراهم نكند ، و بگويد اميدوارم كه خدا به من گندم بدهد ، اين را حماقت مى گويند . 3 - « وَمُقَصِّرٌ فِى النَّارِ هَوَى » ( و آنان كه كوتاهى مى كنند و در آتش سرازير مى شوند چون در راه باطل هستند . ) اينها كسانى هستند كه دنبال هواى نفس و دنيا هستند ، و اصلاً طالب حق و حقيقت نيستند . بين قاصر و مقصّر فرق است : قاصر كسى است كه شرايط براى او فراهم نباشد يا اين كه عقل و دركش كم باشد ، امّا مقصّر كسى است كه مىتواند فعاليت بكند ولى براى رسيدن به حق فعاليت نمى كند . در قرآن كريم هم اين مضمون وجود دارد ، در سوره واقعه مى فرمايد : ( و كنتم أزواجاً ثلاثة فأصحاب الميمنة ما أصحاب الميمنة و أصحاب المشئمة ما أصحاب المشئمة و السّابقون السّابقون أولئك المقرّبون ) ( 1 ) شما در قيامت سه دسته هستيد : يك دسته اصحاب دست راست كه چقدر حالشان نيكوست و يك دسته اصحاب دست چپ كه چقدر حالشان سخت است و دسته ديگر آنهايى كه سبقت مى گيرند و اينها بسيار مقرّب درگاه خدا هستند . و در سوره فاطر مى فرمايد : ( ثمّ أورثنا الكتاب الّذين اصطفينا من عبادنا فمنهم

--> 1 - سوره واقعه ، آيات 7 تا 11