الشيخ المنتظري
202
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« وَلَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا ، وَلَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا » ( و قطعاً و به تحقيق سبقت خواهند گرفت پيشينيانى كه جلوتر تقصير و كوتاهى مى كردند ، و كوتاهى خواهند كرد پيشينيانى كه سبقت گرفته بودند . ) « لَ » و « نَّ » هر دو براى تأكيد هستند ، و حضرت بدين وسيله مطلب را با تأكيد بيان مى فرمايند . « سبّاقون » صيغه مبالغه است ، يعنى كسانى كه در سبقت از همه جلوتر بودند . در اين قسمت از كلام حضرت شارحان نهج البلاغه دو احتمال داده اند : ( 1 ) 1 - يك احتمال اين است كه منظور حضرت اين باشد : كسانى كه بعد از رحلت پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نسبت به من تقصير كردند و سبب شدند كه من به حقّم - خلافت - نرسم ، در اين زمان سبقت خواهند گرفت و از من دفاع خواهند كرد ، و چه بسا در راه هدف من شهيد هم مى شوند ; و كسانى كه از سابقين در اسلام بوده اند امروز در حق من كوتاهى مى كنند و با من مخالفت مى كنند . اشخاص بسيارى بودند كه در اوّل امر همراه حضرت نبودند اما بعداً از شيعيان مخلص آن حضرت شدند و در جنگها شهيد شدند ، و در مقابل كسانى بودند كه در اوّل اسلام سبقت گرفته بودند و از سابقين اصحاب پيغمبر بودند - مثل طلحه و زبير - و در آخر كوتاهى كردند و با حضرت على ( عليه السلام ) به مخالفت برخاستند و جنگيدند . 2 - احتمال ديگر اين كه منظور اين باشد : كسانى كه در صدر اسلام كوتاهى كردند و اسلام نياوردند و زير بار پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نرفتند - مثل معاويه و پدرش ابوسفيان كه تا سال هشتم هجرت جزء كفار بودند و هيچ سابقه اى در اسلام نداشتند - امروز به جايى مى رسد كه مى شوند خليفه مسلمين . لذا مراد از سبقت ، خلافت ظاهرى باشد ; كسانى كه قابليت اين مقام را نداشتند اما به اين مقام رسيدند . بر عكس حضرت على ( عليه السلام ) كه اوّل مردى است كه به پيغمبر ايمان آورد ، آن هم در سن ده سالگى ، و در ظرف سيزده سال كه پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در مكه بود با آن حضرت
--> 1 - شرح ابن ميثم بحرانى ، ج 1 ، ص 300 ; و منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 221 و 222