الشيخ المنتظري

180

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

خطرات ناشى از سفاهت « فَأَنْتُمْ غَرَضٌ لِنَابِل » ( پس شما هدف تيراندازها قرار مى گيريد . ) « غرض » يعنى هدف . « نابل » يعنى تيرانداز . ممكن است اين كلام ظاهرش مراد باشد ، يعنى شما هميشه مورد هجوم تيراندازان هستيد ; و ممكن هم هست مراد اين باشد كه شما چون كارتان بر اساس منطق و فكر نيست هميشه تحت تأثير جوّسازيها و تصميمات ديگران قرار مى گيريد . وقتى انسان عقلش سبك باشد و خودش نتواند در مسائل اهل فكر و تصميم باشد و ترسو و بزدل باشد ، ديگران براى او تصميم مى گيرند ، و چنين انسانى هميشه هدف نقشه ها و تصميم ديگران است . طبق اين معنا مقصود از تيراندازى تصميم هايى است كه ديگران مى گيرند و هدف مغز آنهاست كه تصميم ها به آن مى خورد . مثل بعضى از سران كشورهاى اسلامى كه متأسفانه خودشان اهل تصميم نيستند و بايد ديگران براى آنها تصميم بگيرند . ما مى بينيم در جنوب لبنان مسلمانان كشته و آواره مى شوند ، خانه هايشان خراب مىشود ، در افغانستان روستاها بمباران مىشود ، تصميم گيرنده آنهايى هستند كه در كاخ سفيد و يا كرملين نشسته و اين سران هدف تصميم و تير آنها قرار گرفته اند . اگر سران كشورهاى اسلامى يك ذرّه اهل اراده بودند و شخصيت داشتند با توجّه به آن همه قدرت اقتصادى و معنوى اى كه دارند مى توانستند در مقابل ابرقدرتها ايستادگى كنند و ابرقدرتها را به زانو درآورند . مقصود حضرت اين است كه مردم بصره از نظر فرهنگى و اجتماعى در حدّى نيستند كه استقلال فكرى و شخصيتى پيدا كرده باشند ، و لذا آلت دست ديگران قرار مى گيرند .