الشيخ المنتظري
161
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
نگهدارى است ، يعنى بايد توليد و تجارت كرد ، و مرحله ديگر مصرف كردن و خرج كردن ثروت است ، مرحله اوّل آن احتياج به عقل و تدبير دارد ، لذا بايد نبض ثروت در دست كسى باشد كه اين شرايط را دارد تا فعاليت و كوشش كند ، زراعت كند ، كارخانه بزند ، و در نتيجه ثروت جامعه بالا برود . خداوند در ارث اين جهت را ملاحظه كرده است ، ارث انتقال ثروت است از نسلى به نسل ديگر ، در اين انتقال خداوند يك ثلث را در اختيار زنها و دو ثلث آن را در اختيار مردها گذاشته است . يك ثلث را در اختيار زن گذاشته به خاطر اين كه نسبت به زن بى اعتنايى نشده باشد و بتواند در مخارج مربوط به خود استقلال مالى داشته باشد ، دو ثلث را در اختيار مرد قرار داده تا به وسيله آن تكثير و توليد كند ، و وقتى اين ثروت در جامعه مصرف شود مرد و زن همه از آن استفاده خواهند كرد . از طرفى خداوند نفقه زن و فرزند را به عهده مرد قرار داده ( 1 ) و علاوه بر اين مهريه هم به عهده مرد است كه بايد به زن بدهد و مال شخصى زن خواهد بود . اگر انصاف داشته باشيم و خوب دقّت كنيم متوجّه مى شويم كه در ارث خداوند بيشتر به زن لطف كرده تا مرد ، زيرا مرد بايد با اين دو سهم كار و كوشش كند ، توليد كند ، و مخارج بسيارى را به عهده گيرد ، خودش و زنش و اولادشان را اداره كند ; و اولاد وابسته به هر دو مى باشند . اما زن آن يك سهم مال شخصى اوست و مخارجى هم به عهده او نمى باشد . پس در حقيقت دو سهم از سه سهم به مصرف زن و سهم او از اولاد مى رسد ، و يك سهم به مصرف مرد و سهم او از اولاد مى رسد . كار توليد به عهده مردان است ولى زن بيشتر مصرف مىكند . در ضمن به خواهران توصيه مى كنم چون نبض مصرف در دست شماست ، سعى كنيد مصرف را كمتر كنيد تا اين كه احتياج به وارد كردن كالا و مصنوعات و
--> 1 - در جوامعى كه زنان دوشادوش مردان كار مى كنند و اداره زندگى به عهده هر دوى آنان است ، باز مى توان اين استدلال را مطرح كرد .