الشيخ المنتظري
147
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« رعاف » خون دماغ است و چون ناگهانى و بدون توجّه جارى مىشود ، حضرت از كسانى كه يك مرتبه در زمانى پيدا مى شوند و جزو دوستان آن حضرت هستند اين گونه تعبير مىكند . حضرت در واقع مى فرمايد : نه تنها رفيق تو اينجاست بلكه امّتهايى كه تا روز قيامت مى آيند و دلشان با ماست و از اين پيروزى ما خوشحال هستند جزوِ ما محسوب مى شوند . در اين قسمت حضرت فرمود : ملاك اين كه كسى جزوِ ارتش ما باشد خواست دل آنهاست ، هر كسى دوستدار على و دوستدار پيروزى على باشد جزوِ ارتش على است و مثل اين است كه در ركاب حضرت شمشير زده و سبب پيروزى آن حضرت شده است . حضرت در خطبه 201 نهج البلاغه مى فرمايد : « أيّها النّاس انّما يجمع النّاس الرّضا و السّخط ; و انّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لمّا عمّوه بالرّضا ، فقال سبحانه فعقروها فاصبحوا نادمين » آنچه باعث اجتماع مردم و هماهنگى است رضايت و خشم آنهاست ; همانا ناقه قوم ثمود را يك نفر پى كرد ، ولى خدا همه را به عذاب عموميّت داد ، زيرا همه از پى شدن ناقه راضى و خوشحال شدند ، پس خداوند سبحان فرمود : قوم ثمود ناقه را پى كردند و پس از آن كه عذاب آمد همه آنها پشيمان گشتند . پس ملاك اين كه جمعيتى را جزوِ يك گروه و ارتشى به حساب آوريم همان خواست درونى افراد است ، و قهراً خواست درونى بروز و ظهور مىكند . خداوند ان شاء اللّه به ما توفيق دهد كه مشى و روش ما تابع مشى و روش على ( عليه السلام ) باشد ، و در خط اميرالمؤمنين باشيم و از اسلام دفاع كنيم . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته