الشيخ المنتظري

123

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

با هم شركت سهامى باز كرده اند و با هم بر مردم مسلّط شده اند . « وَنَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ » ( و مثل كسى كه شيطان به باطل بر زبان او سخن مى گويد . ) يعنى شيطان حرفهاى باطل و غلط خود را به زبان آنان مى گويد . اين قسمت از كلام حضرت بر وضعيتى تطبيق مىكند كه ما الآن در منطقه داريم ، شيطان بزرگ بعضى از سران منطقه را تحريك مىكند ، پول اينها و نيروى اينها و جوانهاى اينها همه را صرف منافع خودش مىكند . حديثى راجع به فعاليت هاى شيطان حديثى راجع به فعاليت هاى شيطان ديدم كه مناسب است اينجا نقل شود : « روى أن ابليس تمثل ليحيى بن زكريا ( عليه السلام ) فقال له : أنصحك قال : لا اريد ذلك و لكن أخبرنى عن بنى آدم ، قال : هم عندنا على ثلاثة أصناف : صنفٌ منهم و هم أشَدُّ الاصنافِ عندنا ، نقبل على أحد منهم نفتنه عن دينه و نتمكّن منه ثمّ يفرغ الى الاستغفار و التوبة فلا نحن نيأس منه و لا نحن ندرك حاجتنا منه فنحن معه فى عناء ; و أما الصّنف الآخر منهم فهم فى ايدينا كالكرة فى أيدى صبيانكم نتلقّفهم متى شئنا قد كَفونا معونة أنفسهم ; و اما الصّنف الثّالث فهم مثلك معصومون لانقدر منهم على شىء » ( 1 ) : روايت شده شيطان براى حضرت يحيى مجسم شد ، و به آن حضرت گفت : مى خواهى تو را نصيحت كنم ؟ حضرت يحيى فرمود : نه نصيحت تو را نمى خواهم ، لكن مرا از اولاد آدم خبر بده ; شيطان گفت : بنى آدم در نظر ما سه دسته اند : يك دسته از آنان كه سخت ترين گروه هستند نزد ما ، همراه يكى از آنان مى شويم و او را از دينش برمى گردانيم و بر او مسلّط مى شويم اما پس از آن او با خداى خود

--> 1 - بحارالانوار ، ج 60 ( چاپ بيروت ) ، ص 265 ، روايت 150 به نقل از حياة الحيوان