أبو القاسم جنيد الشيرازي
28
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( المزارات أو مزارات شيراز )
الحسن بن الحسن بن عليّ رضي اللّه عنهم ضربت امرأته قبّة على قبره سنة ثمّ رفعت فسمعت صائحا يقول الأهل وجدوا ما فقدوا فأجابه آخر بل يئسوا فانقلبوا « 1 » . وروى عن مالك بن دينار انّه كان ينشد لنفسه « 2 » ، شعر : ألا حيّ القبور ومن بهنّه * وجوه في التّراب احبّهنّه فلو انّ القبور اجببن حيّا * إذا لأجبننى إذ زرتهنّه ( ورق 20 ب ) ولكنّ القبور صمتن عنى * فأبت بحسرة من عند هنّه وروى انّ عليّا رضى اللّه عنه زار قبر فاطمة فبكى ثمّ انشد « 3 » شعر :
--> ( 1 ) - اين حكايت علاوة بر صحيح بخارى كه مؤلّف از آنجا نقل كرده در ارشاد شيخ مفيد ودر فصول المهمّهء ابن الصبّاغ مالكي هردو در شرح أحوال حضرت امام حسن نيز مذكور است . واين حسن بن حسن بن علىّ موضوع اين حكايت معروف است در كتب انساب بحسن مثنيّ چون نام أو ونام پدرش هردو حسن بوده است ، وأو را نيز پسرى بوده أيضا موسوم بحسن يعنى حسن بن حسن بن حسن كه بهمين مناسبت معروف است بحسن مثلّث ، وبواسطهء غرابت وندرت اين فقره يعنى يكى بودن اسم پسر وپدر وجدّ متواليا در بسيارى از كتب متداوله از جمله در معجم البلدان در عنوان « فدك » ( چاپ اروپا ج 3 ص 856 ) وكامل ابن الأثير در حوادث سنهء 145 كه سال وفات حسن مثلّث است وتاريخ بغداد در شرح أحوال حسن مثلّث ( ج 3 ص 293 - 294 ) در همهء اين مآخذ نسّاخ چون توهّم كردهاند كه أزين سه حسن پشتسر يكديگر لابد يكى از آنها زيادى است يك حسن را از بين انداختهاند ودر هرسه كتاب مزبور بجاى حسن بن حسن بن حسن بن علي ( سهبار حسن ) فقط حسن بن حسن بن علي ( يعنى دوبار حسن ) چاپ شده است ، بايد در وقت رجوع بكتب مزبور خواننده برحذر باشد كه در اين دام نيفتد ، - امّا زوجهء حسن مثنيّ كه بمقتضاى اين حكايت پس از وفات شوهر يكسال بر سر قبر وى خيمه زده بوده عبارت است از فاطمه دختر حضرت امام حسين وخواهر سكينه ، گويند حسن مثنيّ از عمّ خود حضرت امام حسين يكى از دختران أو را خواستگارى نمود آنحضرت فاطمه وسكينه هردو را باو نموده فرمود أزين دو هركدام را خواهى اختيار كن ، حسن شرم زده شده هيچ جواب نداد ، آنحضرت فرمودند من فاطمه را كه أشبه ناس است بمادرم فاطمه دختر رسول اللّه ص بتو تزويج نمودم ، - وفات حسن مثني بتصريح ابن حجر عسقلانى در تهذيب التّهذيب ( طبع حيدرآباد دكن ج 2 ص 263 ) وصاحب خلاصة تذهيب الكمال ( چاپ مصر ص 65 ) وقسطلانى در شرح همين موضع از صحيح بخارى ( چاپ مصر ج 2 ص 415 ) در سنهء نود وهفت هجرى بوده است ، - ( 2 ) - اين ابيات در عيون الأخبار ابن قتيبة ج 2 ص 304 وحلية الأولياء أبو نعيم ج 2 ص 373 نيز مذكور است وهردو مؤلّف مزبور گفتهاند كه مالك دينار وقتيكه بقبرستان ميگذشت اين ابيات را ميخواند ولى نگفتهاند كه قائل آنها خود أو بوده يا كسى ديگر ، ( 3 ) - اين ابيات در فصول المهمّه ص 152 وبحار الأنوار ج 10 ص 63 وديوان منسوب بحضرت أمير در قوافى باء نيز مذكور است با اختلافى بسيار جزئي در بعضي كلمات ،