محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

49

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

سغد ، درهء بوّان . هر كس بازرگانى خواهد ، به عدن وعمان يا به مصر برود . [ هر كدام را خواهى برگزين كه اينهايند بهشت دنيا . واگر امنيّت وداد بخواهى ، گويند : به بخارا ، غرج الشار ، صعده ، قرطبه برو ! ] البتة اگر من از بدى مردمان شهري سخن گفته‌ام ، أهل دانش وأدب ، بويژه فقيهان از آن مستثنايند ، زيرا كه من فضيلت واقعي را در ايشان مىدانم . بدان كه هر شهر كه در نامش ( ص ) باشد مردمش احمقند ! مگر بصره ! وهر گاه دو ( ص ) در آن باشد مانند مصيصه وصرصر * پس پناه بر خدا ! « 1 » هر شهري كه هنگام نسبت دادن كسى بدو ، به پايانش « ز » افزوده گردد ، مردمش زيركند ، مانند رازي ، مروزى ، سگزى [ تبريزى ] وهر شهري كه در پايان نامش آن باشد داراى خاصيّتى يا نيكوى است همچون گرگان ، موقان ، ارجان . هر شهر كه سخت سرما باشد ، مردمى پر گوشت وچاق وخوشگل وپر ريش دارد چون فرغانه ، خوارزم [ واندلس ] ارمينيه . هر شهر كه بر دريا ، يا رودخانه بود ، زن‌بارگى وبچه‌بازى در آن بسيار بود ، چون سيراف . بخارا ، عدن . هر شهر كه رودخانه بسيار دارد ، مردمش ماجراجو وسركش باشند ، چون دمشق ، سمرقند . صليق . هر شهر كه بزرگ وگشاده بود زندگى در آن دشوار است بجز بلخ . بدانكه بغداد در گذشته [ هنگام قدرت خليفگان ] بزرگ بود واكنون به ويراني گراييده ، زيبائى از آن رفته ، ومرا خوش نيامده است . وهر گاه من آن را ستوده‌ام براي تعارف بوده است . فسطاط مصر امروز همانند بغداد كهن است ، من در كشور

--> ( 1 ) در حاشيهء همان نسخه چنين بوده است : وچون أحمد بن أبو احمد هشامى اين فصل بخواند گفت : سپاس مر خداى را كه سين سرخس را صادر نكرد !