محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
636
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
مَهْرُبان : در كنار دريا وجامع نيز در كرانه است . آبى اندك دارند . درگاه خوره وانبار بصره بشمار آيد وآباد است وبازار خوب دارد . جنّابه « 1 » : نيز خورى را در ميان گرفته . بازارهايش روشن ، جامع در ميان شهر است از چاههاى شور وبركهها مىآشامند . بو سعيد وبو طاهر قرمطى از آنجا بودهاند . سيراف : قصبهء « اردشير خرّه » . مردمش به هنگام آباد كردن آن را از « بصره » برتر مىنهادند ، زيرا كه ساختمانهايش استوار ، جامعش زيبا ، بازارهايش درست ، مردمش دارا ، نامش بلند آوازه است . در گاه چين اينجا است نه عمان ، انبار فارس وخراسان است . بارى من شگفت - انگيزتر وزيباتر از خانههايش نديدهام كه بلند وبا چوب ساج وآجر ساخته شده . يك خانه تا بيش از يكصد هزار درم خريدارى مىشود . ولى پس از پيروزى ديلميان رو به ويراني رفته مردم به كرانهء دريا روانه شده قصبهء عمان را ساختند . سپس زلزلهء سال 66 يا 67 پيش آمد كه هفت روز آن را لرزانيد . مردم به سوى دريا گريخته بيشتر خانهها ويران شد يا ترك برداشت ومايهء عبرتي براي بينندگان پند آموز گشت . من پرسيدم * چه كرديد كه خداوند شكيبائى دربارهء شما را كنار نهاد ؟ گفتند : زنا در ميان ما بيفزود وربا خوارى بسيار شد ! گفتم : آيا از آنچه مىبينم عبرت گرفتهايد ؟ گفتند : نه ! من سخنانى زشت دربارهء زنان ايشان شنيدهام ، مردم فارس با فسق بسيار كه خود دارند ، ايشان را
--> ( 1 ) ياقوت 2 : 122 : جنابه در كنار خليجى فرعى است كه روبروى جزيرهء خارك به درازاى سه ميل در خليج فارس باز شده است .