محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
621
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
بشناسم واز زير وبمشان آگاه گردم ، به خود گفتم فرصت را غنيمت دان ، كه تو در اينجا ناشناس هستى ! پس من پردهء حيا را كنار زده با ايشان آمد وشد كردم ، گاه با آنان هم آوازى كرده ، گاه بر ايشان شعر مىخواندم وبا ايشان به رباطها مىرفتم ودر نيايشها شركت مىنمودم ، تا آنجا كه در ايشان وهمشريانشان به خوبى جا كردم ، ودر شهر نامبردار شدم ، ز إيران به ديدارم مىآمدند ، پوشاك وصرّهها مىآوردند ، من آنها را گرفته در همان هنگام ، همه را به ايشان مىدادم ، زيرا كه من در محيط خود دارا بوده به هر روز در جائى ميهمان مىبودم ، چه ميهمانىها ! ايشان گمان مىبردند كه من زاهدانه اين رفتار دارم ، از من تبرك مىگرفتند ، گزارش مرا پخش مىنمودند ، كه فقيرى به از اين مرد نديدهايم ، پس چون من از رازهايشان آگاه گشته ، آنچه را مىخواستم به دست آوردم ، نيمه شبى از ايشان گريختم وتا بامدادان راه پيمودم ، پس يك روز كه در بصره با لباس خود راه مىرفتم وغلامم در دنبال مىآمد ، يكى از آنان مرا ديده باز ايستاد وشگفت زده در من نگريست ، ولى من ناشناسا از وى درگذشتم . * رسوم : جز وجيهان [ ثروتمند ] كس طيلسان نگيرد ، بيشتر مردم رداى چهار گوشه پوشند ، تودهء مردم [ ميانه حال ] به منديل وفوطه بسند كنند . مردمى كار آمد هستند . پس از نماز عصر بر پيشنماز گرد شوند تا براي ايشان ختم گيرد ودعا گويد . خطيبان قبا مىپوشند ، ومانند عراقيان كمر ببندند . پس از نماز آدينه تهليل نگويند . خطيب به راست وچپ بنگرد . پس از نمازها مانند مردم شام ومصر با دعا ضجّه برآورند . بىلنگ به گرمابه درآيند . نان برنجى بسيار خورند وبر گاو سوار شوند . خمهاى آب در ميان راه ديهها بر سر هر فرسنگ بنهند واز راه دور براي