محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

614

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

مىدهد . در كنار آن مسجديست زيبا ومشرف بر نهر . عضد الدولة آن را با مسجد نوسازى كرد بطورى شگفت‌انگيز تا مگر به نام أو خوانده شود ولى مردم آن را جز « پل هندوان » نمىنامند . روى اين نهر دولابهاى بسيار است كه فشار آب آنها را مىگرداند و « ناعور » خوانده مىشوند . سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مىآيد ، برخى به حوضهاى شهر وبرخى به باغ مىرسد . بستر رودخانه نيز از پشت جزيرهء به اندازهء يك صد ارس به يك شاذروان « 1 » كه [ ديواره‌اى ] از سنگ ساخته شده است بر مىخورد وبازگشته [ ودرياچه مىشود با فواره‌هاى شگفت‌انگيز ] وبه سه جويبار افتد كه به آباديها مىرود وكشتزارها را سيراب مىكند ايشان مىگويند : اگر شادروان نبود ! اهواز آباد نبود ! چه در آن هنگام از آبهايش بهره بردارى نمىشد . شادروان درهائى دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مىكنند وگر نه اهواز را غرق مىكند . صداى آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مىدارد ودر زمستان غوغايش بيشتر است زيرا كه آبش از باران است نه برف . نهر « مشرقان » « 2 » نيز پائين شهر را مىشكافد ولى بيشتر سال خشكيده « 3 » است وآب آن در جائى بنام دورق « 4 » مرداب مىگردد . * اهواز بدين نهرها زنده است كشتىها درآمد وشد وگذشتن از آب هستند ، همانند بغداد . جويها در بالاى شهر شاخه شاخه شده در

--> ( 1 ) براي شادروان شوشتر ر . ك : فارسنامهء ابن بلخى 72 ونخبة الدهر دمشقي ع 38 پ 56 وسرزمين‌هاى خلافت شرقي پ 254 ولغتنامه ( 2 ) مسرقان ( ياقوت ) ( 3 ) متن : يجف عامة السنة . يخف ( استخرى ع 90 : 1 و 2 پ 90 ) ( 4 ) ص 406 : 12