محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
610
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پشمريسى مىكنند . نهرى دارند كه آن را « دجله » گويند وهفت آسيا در كشتى دارند . جامعي زيبا دم دروازه در سمت نهر دارند ، نهر يك پرتاب تير از آن دور است . دو دژ استوار دارد ونمازگاه عيد ميان آن دو است « 1 » . بيروت « 2 » : بزرگ وپرنخلستان است وآن را « بصرهء صغرا » خوانند گويند در گذشته ، قصبهء خوره بوده . من آن را از دور ، هنگامى كه از « بدان » « 3 » بسوى « بصنّا » مىرفتم ، ديدار كردم . كرخه « 4 » : آبادي نيكو وكوچك است ، بازارشان روزهاى يكشنبه است . از نهر مىآشامند ، دژ وباغها دارد . ديگر شهرهايش نيز دلگشا وآبادند ، همهء سرزمين پر از نهرهاى روانست . جنديشاپور « 5 » : قصبهاى آباد وشهري كهن است ، مركز اين سرزمين [ وجايگاه سلطان ] بود ولى اكنون ويران شده ، به دست كردان افتاده ، ستم آن را فرا گرفته است ، ولى نى شكر بسيار دارد ، شنيدم شكر خراسان وجبال همه از آنجا است . أهل سنّتند . دو نهر وگارگاههاى بافندگى « 6 »
--> ( 1 ) ياقوت نيز شهرت فرشها وپردهها بصنّا را ياد كرده . مسعود بجاى بصنا ، « نصيبين » آورده كه گويا غلط چاپى باشد ( مروج . پاريس 2 : 186 ) ( 2 ) ياقوت همين مطالب را از گفتهء مقدسي نقل كرده ليكن آن را « بيروذ » ناميده است ( ياقوت 1 : 786 ) ( 3 ) « مذار » ( ياقوت ) ( 4 ) استخرى پ 89 كرخا : ع : 88 . ( 5 ) متن : جنديسابور ( 6 ) متن : طرز كثيرة .