محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

604

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

گردان مىشوند واز علم وأدب [ جز اندكى ] بىنصيبند . [ بيشتر ايشان جولاهند نيكانشان « حبّى » اند « 1 » خوى جاهليت وسران وحشى « 2 » اخلاق زشت دارند ] . خوزيها ، از اهواز به شمال ساكنند « 3 » ، مردم اهواز بيشتر از مهاجران بصره وفارس هستند . روزى من با أبو جعفر بن محسن در اهواز راه مىرفتم ، يك بازارى با وى به كشاكش افتاد ، وى گفت : شما خوزيها بىخير هستيد ! بازارى گفت : مردم بالاتر از اهواز ، مانند « عسكر » ، « جنديشاپور » ، « سوس » خوزى هستند ، ما عراقي هستيم . من شنيده‌ام ، در بصنّا وبيروت وپيرامن آنها ، مردم دم دارند ، كه ميان پيش پس « 4 » ايشان همچون انگشتى هست نبينى مردم عراق هنگام دشنام دادن گويند : « اى خوزى دم دار ؟ » « 5 » [ مردمش جفا وخشكى ونامردمى دارند . نه همراهى خوب در سفر ونه همسايه‌اى خوب در شهرند . آبشان در تابستان جوش وخانه‌هايشان پزنده است . همچون ديو سخن گويند وفاحشة خانه

--> ( 1 ) متن : صالحوهم حبّيّة . حبّى گروهى از عرفا بوده‌اند كه بنا بر أصول گنوسيزم هند وإيراني « كردار نيك » را منحصر به حق الناس مىدانسته ، عبادتهاى اندامى را چنانكه در ص 38 پانوشت 1 گذشت منافى « تنزيه خدا » مىشمرده رقص وسماع ومحبت ودوستى خدا را بهتر از هر عبادت اندامى مىدانستند . مؤلف مقدسي كه با عينك توحيد عددي سنى نگاه مىكند ، خوزستانيان را به داشتن چنين باور نكوهش نموده است . بدگوئى از رقص وسماع در چ ع 407 : 13 نيز ديده مىشود . ( 2 ) متن : ورؤسهم وحشة ، است . ودربارهء رامهرمز در چ ع 414 : 4 ، ورؤساء وحشية ، ديده مىشود . ( 3 ) جاى بختياريها ولرهاى كنونى ( 4 ) متن : لهم أذناب بين القبل والدبر . ( 5 ) متن : يا خوزى يا ذنبانى