محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

593

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

شگفتيها : نزديك بيستون مجسمه‌اى هست كه گويند چارپاى كسرا بوده است . رودخانهء أصفهان به مردابى شگفت‌انگيز كه جز پرنده بدان نزديك نشود . در روستاى رويدشت كوه مانندى از شن هست كه باد بر آن كارگر نباشد . در كاشان دژى هست كه دور آن خندقى است وشن دورادور آن را فرا گرفته . باد شن‌ها را به درون نريزد وهر گاه خود شن ريخته شود ، باد آن را بيرون آورد . اين شن‌زار در صحرائى يك فرسنگ در مانندش است ودر آن كشتزارهائى است وشن بدان‌جا نيايد ، همچنانكه دربارهء خندق ياد شد . در اين بيابان درندگان با چارپايان مردم كار ندارند . در حومهء كاشان « 1 » كوهى هست كه آب مانند عرق از آن مىچكد ولى جريان نيابد ، وچون هر سال روز تير « 2 » از ماه تير باشد مردم در آنجا گرد آيند * وظرفها بياورند پس هر دارندهء ظرف با يك دستك « 3 » بر كوه كوبيده مىگويد : « براي فلان كار ، از آب خود به ما بياشامان ! » پس هر يك به اندازهء نياز بر مىگيرد . در بخشهاى كاشان گياهى هست كه بر روى زمين پهن گشته به شيشه سفيد براق تبديل مىشود ودر داروها بكار رود . در نواحي أصفهان مرغزارى است كه در آن مارها از يك تا پنج ذراع هست . در روستاى قهستان مارها هست كه كودكان با آنها بازى كنند ونيش نمىزنند . در روستاى « زارجانان » « 4 » ديهى هست كه آن را

--> ( 1 ) بفاصلهء نيم ميل ( رسته 158 : 12 ) . ( 2 ) روز سيزدهم هر ماه فارسي تير نام دارد ، ايشان روز 13 تير ماه را به سبب همنام بودن روز وماه جشن مىگرفتند واين سنتي كهن بوده است . ( 3 ) متن : بفهر . ( 4 ) ياقوت آن را در « زارجان » آورده است ، أبو نعيم أصفهاني : برستاق « الرار » بطسوج « جانان » . . . ( دخويه ) .