محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

588

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

كه در ميان شهر است ، در زيبائى ساختمان در اين سرزمين بىمانند است [ وشنيدم كه آتش گرفته است ] . روذْراور : [ يكى از دو ] شهرك نهاوند است ، كه كشتزارهاى * زعفران در آنجا است [ وگردشگاه مىباشد ] . سيراوَند : شهركى در لبهء كوه است . از چشمه‌ها مىآشامند ، باغ ميوه بسيار دارد . دينوَر : كه همان « ماه كوفه » است . خوش هوا وآباد است ، مردمى ظريف دارد . بازارهايش بر گرد هم ، آبش خنك است وپاكيزه‌تر از آن نيابى ! بر دهانهء چشمه‌ها ناودانها نهاده‌اند كه از آنها مانند شيرهاى عراق آب فرو ريزد « 1 » وبه چند شاخه مىشود . گرد شهر را باغها [ با ميوه‌هاى نيكو ] فرا گرفته است . جامع از بازار دور است . بر منبر يك گنبد زيبا نهاده‌اند . مقصوره‌اى نيز بلندتر از زمين مسجد در آنجا ساخته‌اند كه زيباتر از آن نديده‌ام . صيمره : همان ماسبذان است . بزرگ ، آباد ، پربركت است . به يك روستاى بزرگ كوهستانى پيوسته كه راهش دشوار است . [ ميوه‌هاى ناهماهنگ خرما وگوز دارد . ساختمانهايش از گچ وسنگ است . آب در آن روانست ، زيبا وخوب ولى كوچك است . سيروان : شهرك آنست ، كشتزار ونخلستان دارد . كرج : كه به أبو دلف [ منسوب است ] شهريست در بلندى با

--> ( 1 ) متن : « مزملات وانطونيات » ، نسخه بدل آن : « ابطونيات يخرج منها الماء مثل مزملات العراق » من اين نسخه بدل را معرب « آبدونى » گمان كردم ، وناودان ترجمه كردم .