محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
586
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
دمهء « 1 » آن بسيار است . شاعر دربارهء آن گويد : * آتش در همدان گرما ندارد . سرماى همدان درد بىدرمانست . بىنوائى در همه جا پنهان شدني است ، ولى در همدان پنهانىپذير نيست . هنگامى كه كسرا تپهء ايشان را بديد بگفت : همدانست باز گرديد كه جهنم است « 2 » . همدان امروز چندان آباد نيست ، رى بهتر وپرجمعيتتر وآبادتر از آنست ، مردمش آن را رها كرده ، دانشمندانش كاهش يافتهاند . رى اهميت آن را از آن باز گرفته است . نزديك كوه با گل ساخته شده است . در كتابي خواندم كه همدان دو بريد در مانند آن گستره مىداشت ، ولى چون بخت نصر از فتح بيت المقدس بازگشت ، خواست همدان را بگشايد ، وچون فرمانده أو از اين كار در ماند ، به أو نوشت : نقشهء آن جا را برايم بفرست ! هنگامى كه نقشه را ديد دانشمندان را گرد كرد ورأى زنى خواست ! ايشان گفتند : يك سال چشمههاى آب را برايشان بر
--> رسيده بودند ، در چشم عربها غلو بشمار مىآمد . تنزيه خدا از جسم بودن ، معراج ومعاد را روحاني شمردن ، بقاى روح مجرد پس از مرگ ومانند اينها كه عقايد معمولى ومتداول ايرانيان وسريانيان مىبود ، براي عربها « غلو » بشمار مىآمد . ايشان نه تنها ايرانيان را به « غلو » منسوب مىداشتند بلكه عربهائى را كه چند نسل در إيران مانده بودند مانند « عمى » ها در خوزستان ( چ ع 414 ش 1 ) و « قفس » ها . در مكران ( چ ع 471 ) نيز « غالى » مىخواندند . ( 1 ) متن : دمق . ( 2 ) اين سه بيت شعر در ابن فقيه ع 229 پ 51 وياقوت 4 : 985 : 19 - 21 آمده است