محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

530

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

بزرگتر است . ساختمانهايشان از چادر وچوب وپوست وخرگاه « 1 » است بجز اندكى كه از گل است وكاخ شاه از [ گچ و ] آجر است وچهار در دارد ، نخست به سوى نهر باز مىشود كه با كشتى بدان مىروند وديگرى به بيابان باز مىشود . شهر خشك وگرفته است ، نه ميوه دارد ونه نعمت . نان ايشان أثير « 2 » است وخوراكشان ما هي . بلغار : در دو سوى نهر است . ساختمانها از چوب ونى . شب در آنجا كوتاه است . جامعشان در بازار مىباشد . از هنگامى كه مسلمان شده‌اند در حال جهاد هستند . كنار رودخانهء أقل « 3 » وار قصبه به دريا نزديك‌تر است . سوار : نيز بر همين رودخانه است . ساختمانهايشان خرگاه است كشتزارهاى بسيار ونان [ گندم ] فراوان دارد . [ داراى يك جامع است ] . خزر « 4 » : [ خزران ] در يك سوى رودخانهء ديگرى است در سمت دشت فراخ ودلگشاتر از آنچه بر شمرديم . مردمش به كرانهء دريا كوچ كرده بودند ولى اكنون بدانجا بازگشته‌اند ومسلمان شده ، يهودىگرى را رها كرده‌اند . سمندر « 5 » : شهري بزرگ كنار درياچه است ، ميان رود خزر و

--> ( 1 ) 360 : 14 . ( 2 ) ص 359 : 11 . ( 3 ) رود ولگا . ( 4 ) حوقل پ : 130 وياقوت . ( 5 ) حوقل پ : 134 واستخرى وياقوت وچون اين شهر در غرب درياى خزر است ودر مسير ابن فضلان نبوده در سفر نامه‌اش نيامده است .