محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
528
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
شهري بزرگ ونه جامعي ، بلكه همه ديههائى كثيف است ، ولى مردمى چست دارد وسپاهيان چالاك ويك پارچه از آن خيزد . اميرنشين آنجا شهرستان خوانده مىشود ، ودر آن چاهى كندهاند كه دارائى ووسائل خويش در آن پنهان دارند . سلاوند : دژى در آنست كه سميويروم « 1 » خوانده مىشود ، پيكرهء درندگان وخورشيد وماه از زر بر آن نهاده شده . خانهها از گل است . خشم : شهريست كه داعى در آنجا است . [ روستائى فراخ ] وبازارى آباد دارد كه جامع در يك سوى آنست ونهرى در كنار آن با پلى بزرگ هست وخانهء أمير در آنجا است . كوچك است وتارم نيز مانند آنست . طالقان : بزرگ وآباد وكهن [ واز قصبه بزرگتر ] است . ودر اين خوره بىمانند مىباشد . شايسته بود كه اميرنشين باشد وبه نظر من دورى آن مانع ايشان شده است . دانشمندان بزرگ وبذله گويان [ وپيران فهميده ] دارد [ در يك مرحلهاى قزوين است ] . دولاب « 2 » : قصبهء جيل ( گيلان ) است . ساختمانهايش با سنگ وگچ است . جامع در كنارى از آن است . شهري خوب وبازارش زيبا است . جلو جامع ميدانى است وپشت آن گودالى براي فاضل آب .
--> ( 1 ) شايد با سميرم أصفهان هم ريشه باشد وياقوت تنها آن را ياد كرده است . ( 2 ) أبو الفداء . پ 494 - 495 .