محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

518

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

امروزه بر آن وهمسايگانشان چيره هستند وپيشوايان اسلام را نزد خود دارند ، عوام وخواص مردم ايشان را پذيرفته‌اند ومن نامى كه همهء اين سرزمين را در برگيرد نيافته‌ام ، پس همهء آن را به ايشان منسوب داشتم ، ونام اين قوم را لقب آن سرزمين خواندم تا بتوانم خوره‌هايش را بخشبندى كنم وهر يك را نامبردار سازم . اين سرزمين چندان بزرگ نيست وشهرهاى بسيار ندارد . پس اگر واژهء جمال به معنى كوهستان نبود ، وشامل بخشي از سرزمين عراق نمىشد ، من ديلم را به جبال مىافزودم ورى را مركز آن مىشمردم تا قومس ناحيت آن باشد . واين نقشهء آنست : گزارش : من آن [ سرزمين ] را به پنج خوره بخش كردم . نخستين آنها از از سمت خراسان قومس سپس گرگان ، طبرستان ، ديلمان ، سپس خزر است ودرياچه در ميان اين خوره‌ها است ، بجز قومس كه در بلنديهاى ميان رى وخراسان جا دارد وطبرستان قومس را از درياچه جدا مىكند . قومس : خوره‌ايست فراخ ودلگشا با ميوهء خوب . هشتاد در هفتاد فرسنگ * بيشتر آن كوهستان است . شهرها اندك وكم جمعيت ولى چارپا [ وگوسفند ] بسيار دارد خراجشان سنگين ، هوايشان معتدلست [ آباديها خوب دژها استوار . مردم نيكخواه ، دانش دوست ، در هنر