محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
491
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
است وزبان ترمذى نزديك بلخى است ] . در زبان بخاريان تكرار هست نبينى گويند : يكى ادرمى ورايت يكى مردى وديگران گويند : يك درم دادم وبر همين قياس ! ايشان جملهء دانسته وگفتا را در سخن خود بىفايده بسيار بكار برند . البتة اين زبان درى مىباشد واز آن روى اين گونه زبان را درى نامند كه نامههاى شاهان بدان نوشته مىشود وبه وى مىرسد واز ريشهء در ساخته شده ، زيرا كه زبانى است كه درباريان بدان گفتگو مىدارند . مردم سمرقند نيز حرفى دارند كه صدايش ميان ق وك است ومىگويند : « بكردگم ، بگفتگم » ومانند آن ، كه سرد مىباشد . زبان مردم شاش بهترين زبانهاى هيطل است . سغديان را نيز زبانى جدا است كه نزديك به زبان * روستائيان بخارا مىباشد وچند گونه است كه همگى آنها را مىفهمند . من پيشواى بزرگوار [ أبو بكر ] محمد بن فضل را ديدم كه بدان بسيار سخن مىراند . كمتر شهري از آنها كه ياد كردم يافت مىشود كه روستايش زبان جداگانه نداشته باشد [ فرغانيان مىگويند : باز آمدم ، باز شدم ] مردم در رنگ گوناگونند از همه زيبا [ روى ] تر مردم شاش وفرغانه وپيرامن آنها هستند ، سپس مردم نسف ، طراز ، پارابند ، زنان ايشان بىمانند هستند ، سپس سمرقنديان ، بخاريان ، مروزيان وديگر هيچ ! رنگ مردم طبس خرما حجازي [ سبزه ] است مانند سگستان وغزنين . ومردم خوارزم سرخ وسفيدند ولى خوى ديگر دارند . كشاكشها : در ميان دو بخش نيشابور كشاكش هست . نيمهء باختر كه بالاتر است وبه منيشك منسوب مىباشد ، با نيمهء ديگر كه به حيره