محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
489
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
مهم برايش وقف كرد وچاههاى شيرين بكند وآباديها بساخت وقبر أو نيز در آنجا است . ميان نيشابور وقهستان رباط سهيل است كه برايش فضيلت قائلند وچشمه آب گرم [ جارى ] نيز دارد . گويند چون ياران پيامبر بدينجا رسيدند از سرما درماند وبه دعاى آنان خدا اين آب گرم را براي وضو و [ غسل ] ايشان بيرون داد . در آنجا چند گور از ياران پيامبر نيز هست . در بيكند جامعي است كه آن را مىستايند [ واخبارى برايش نقل كنند ] ورباط نور در پشت بخارا [ در هيطل ] است كه سال روزى زيارة دارد و [ رباط ] دست قطوان نيز چنين است : زبان : لهجههاى گوناگون دارند وزبان نيشابور رساتر وگيراتر است ولى آغاز واژهها را كسره مىدهند وآن را به ى اشباع مىكنند ، مانند : بيگو ، بيشو وسين بي فايده مىافزايند ، چنانكه بخردستى ، بگفتستى بخفتستى ومانند آنها كه سستى ولحاح را مىرساند . مردم طوس ونسا خوشزبانترند . سخن سگستانيان با پوزش دشمنانه با صداى بلند از سينه بيرون مىآيد . زبان بست بهتر است [ وروستايشان وروستاهاى نيشابور زبانى ديگر دارند كه خشن است ] زبان دو مرو بد نيست ، جز آنكه در آن نيز يورش وگردن فرازى وكشيدن دنبالهء واژهها ديده مىشود . نبينى كه مردم نيشابور گويند : براي اين ودر مرو گويند : بترون اين يعنى : به سبب اين ! كه يك حرف اضافه كردهاند وچون نيك بنگرى مانند آن بسيار است . زبان مردم بلخ شيرينترين زبانها است ، جز اينكه واژههاى