محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

486

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

افزايش برمىدارند تا بيشتر آب به دربند ريخته به بيكند برود . هر گاه اين نظام نمىبود آب يكسره به قصبه مىريخت . جايگاه اين دربند فاشون ناميده مىشود در پائين شهر نيز دربندى ديگر هست كه آن را ورغسر « 1 » نامند ومانند آنست . اين نهر شهر را مىشكافد ودر بازار وخيابانها شاخه شاخه شده به استخرهاى رو باز وبزرگ شهر مىرود ، كه در كنارشان اطاقكهاى چوبين ساخته شده كه در آنها شستشو كنند . * گاه آب بازگشته به بيكند در تابستان طغيان كرده آباديها را غرق مىكند . سالى كه من بدانجا بودم آباديها را آب فرا گرفت مردم بسيار را بىخانمان كرد . پيران را نيز به سدبندى كشانيد . أبو العباس يزدادى در راه خدا هزينهء گزاف نهاد . آب اين رود كثيف نيز هست وپليديهاى شهر را در آن ريزند [ ودربارهء آن سخنانى هست ] . گويند ريشهء نام بخارا كوه خورلن بوده است ه ، ورا براي تخفيف انداختند كخارا شد ، سپس ك را به ب بدل كردند تا ريشه‌اش از مردم پنهان ماند پس بخارا شد . شنيدم برخى از اديبان چنين مىسرود : باي بخارا زيادى است * الف ميانهء آن بيهده است پس چيزى از آن جز خرا نمىماند . « 2 » سرچشمهء آن از سمرقند است ولى در راه آبهاى ديگر از كوه‌ها

--> ( 1 ) متن : راس الورغ . ص 279 : 4 . ( 2 ) ياقوت در ( 1 : 519 ) اين شعر را بصورت كامل‌تر چنين آورده است : باء بخارا فاعلمن زايدة * والألف الوسطى بلا فائدة فهي خرا محض وسكانها * كالطير في اقفاصها راكدة