محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
471
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
بسيار صادر مىكنند ونيازمنديها را وارد مىسازند . دروازهء خراسان وانبار كرمان بشمار است از كاريزها مىآشامند . سه دروازه دارد [ كم آب است وكهندژى با خندق وبارو وسه دروازه دارد بنامهاى در كورن در كلاواج در زقاق استخر مردم بد لباسند وبىسخاوت وبىظرافت . ديههايش بسيار پراكنده در صحرا ، ناحيتهايش دور ، شهرهايش نامبردار ومورد توجه است . اين شهر وطرثيث ( ترشيز ) دو دروازهء عمان وبار انداز كرمان وانبار خراسانند ] . طبس خرما : دژى دارد [ حجازي نما است ] بازارش كوچك وجامعش خوب است . از آب انبارها كه از كاريزهاى رو باز پر مىشود مىآشامند . در آنجا گرمابههائى نيكو ديدم . كرى : در سه فرسنگى از سمت بيابانست وآباديش كمتر از طبس است . رقه : كوچك ونزديك بيابان است . از چشمهها مىآشامند . تون : آباد وپرجمعيت است . مردم جولاهه [ وپشم كار ] هستند دانشمندان بزرگ نيز دارد . [ دژى دارد . جامعش در ميان شهر است . از كاريزى كه در جامع ظاهر مىشود مىآشامند ] . خوست : در كنار بيابان [ ودامنهء كوه ] است ودژى دارد . از تون بزرگتر وكم جمعيتتر است . درختانش كم هستند . از چشمهها مىآشامند . طبس عناب : كه طبس مسينان نيز ناميده مىشود . عنّاب بسيار دارد . [ دژ آن ويرانست . من در همهء قوهستان نهرى جارى ودرختستانى نديدم جز در طبس كه نزديك يك مرحله پيمودم همه دية ونخلستان وكاريز بود .