محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

470

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

ابيورد : « 1 » من آن را شگفت انگيزتر از نسا مىيابم با بازارى گرمتر [ ويا وضعي بهتر ] ، ارزان‌تر ، حاصل خيزتر ، آبشان از نهريست جامعشان در بازار است . بارويش ويران شده شهرش مهنه ورباطش كوفن است . [ مهنه : كوچك است ، بارو ويك جامع ويرانه دارد . كوفن : رباطى است كه بارو دارد با چهار دروازه . گويند : گرداگرد آن با خط منكسر يك فرسنگ است . مسجدى بزرگ در گوشهء آنست در مسجد نيز يك آب انبار ودو بركه هست . كاريزى با آب گوارا نيز دارند . زوزن : دار يا شهركى بزرگ است در چهل فرسنگى مركز ، آباد است وپر از جولاهگان ولباده دوزانست . بوزجان : كاخ است با شهركى بزرگ . برخى آن را تنها يك تپه مىشناسند واز كاخ نام نمىبرد . ولى آنچه من آوردم درست‌تر است ] . قاين : قصبهء قوهستان است . نه شوخى دارد ونه ثروت ، كوچك وتنگ وآرام است . زبانشان وحشتناك وشهري كثيف ، درآمد اندك است ولى يك دژى بازدارنده دارد . بنام بعمان « 2 » بزرگ است . پارچه

--> ( 1 ) بنام « باورد » بن « گودرز » است ( ياقوت 1 : 111 : 6 ) معرب باورد ( احياء الداثر : 7 ) . ( 2 ) يا نعمان ( ياقوت 4 : 23 : 3 ) به نقل از همين كتاب مقدسي