محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

18

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

قصير : نيز جائى است كه كشتىهاى بسيار در آنجا زخمى مىشوند . كمران : هنگام در آمدن بدين جا نيز دشوارى وترس هست . مندم « 1 » : تنگه‌ايست دشوار ، كه جز هنگام جوانى ونيرومندى باد نمىتوان از آن جا رفت وآمد كرد ، واز آنجا تا عمان گودابه‌هاى دريا است ودر آنجا موجهاى كوه‌آسا كه خدا خبر داده « 2 » ديده مىشود . اين راه هنگام رفتن مطمئن‌تر است ، وترس از شكستن كشتى وغرق شدن آن ، در بازگشت مىباشد . در هر كشتى چند مرد جنگى ونفت‌گر لازم است . عمان : بندريست بدو كشنده . فم السبع : « 3 » تنگه‌ايست ترسناك . خشبات : به بصره نسبت داده مىشود ، كم گود وبسيار خطرناك است چوبها در آن استوار كرده روى آنها خانه ساخته‌اند . شبها صاحبان خانه‌ها آتش مىافروزند تا كشتىها نزديك نيايند . شنيدم شيخى مىگفت : در آنجا دشوارى بسيار ديدم ، كشتى ما ده بار بر زمين ساييد . از هر چهل كشتى كه بدانجا شوند يكى باز تواند گشت . من دوست ندارم اين به درازا كشانم وگر نه ديگر بندرهاى اين دريا وراه‌هايش را نيز ياد مىكردم . جزر ومد : درياى چين در ميانهء هر ماه ودو طرف آن مد مىشود ودر هر روز * وشب دو بار . جزر ومدّ بصره نيز از آنست ، كه هنگام افزايش آب دجله را به پس مىراند واز جويها به باغها مىرسد وهنگام كاهش جزر مىشود .

--> ( 1 ) امروز تنگهء مندب ، باب مندب خوانده مىشود . ( 2 ) قرآن 11 : 42 . ( 3 ) دهانهء شير .