محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
461
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
حيره ، جور ، منيشك . اين شهر از فسطاط پهناورتر واز بغداد پر جمعيتتر واز بصره كاملتر ، واز قيروان مهمتر واز أردبيل پاكيزهتر واز همدان آبادتر است . نه گندابى ونه مردابى دارد ، نه ملال ونه رنج آور مىباشد . آرى در هوايش خنكى هست ودر مردمش سردى ودر زبانشان سستى ودر سرشان سبكى ، نه نرمشى دارند ونه شادى ، مسجدهايش پاكيزه نيستند خيابانها پليد است ، خانها شكافته ، گرمابهها كثيف ، دكانها بد ، ديوارها خراب ، گوئى بلا با ايشان دشمنى دارد وگرانى با آن در آميخته است . خوراكى وهيزم اندك ، مؤنه زندگى گران ، حومهء شهر خشك ، كوه عبوس ، آب در زير زمين ، آشوبها دل آزار ، تعصب سينه خراش ، محتسبان بي هيبت وبي جزيره . خطيبان بىشكوه وبي پاسدار ، مسجد كم جوشش وگرمى است ، امام نه ابهت دارد نه شيرينى * اندرزگرشان نه درستى دارد ونه راستى ! بيشتر مردم غير از دو گروه « 1 » وشيعه وكرّاميان ، در ميان خودشان دو دستگى دارند وفقيهان گرفتار كشاكشهاى ايشانند . هنگامى كه يك فرمانروا بر كنار مىشود مردم پر رو شده « 2 » عيّاران از دو سو بر آن چيره مىشوند .
--> ( 1 ) شايد سنيان سلفى ومعتزليان را خواسته باشد . ( 2 ) متن : « سخنته عين » است كه در فارسي : « سفيد چشمى » ولجبازى گويند ص 64 و 462 : 13 مانند قرمطه كرمينه احمر العين به زبان نبطي ( تاريخ اخبار القرامطه از ثابت بن سنان چ بيروت 1971 ه . ص 8 ) ومانند ( زرق العين كبود چشمى ) كه عرب ايرانيان را بدان مىنكوهيدهاند شماخ در رثاى عمر قاتل أو را « ازرق العين » خوانده است ( حماسه ، ص 488 بيت 4 ) .